و نگهدارى مىكرده ، از مجاهد نقل شده .
6 - مقصود از بينه دليل و حجت از طرف خدا است كه همراه پيغمبر بوده و وسيلهء تصديق او بوده است چون خدا است كه هر دليل و برهانى را از عقلى و شرعى نصب مىكند و بنا بر اين مقصود از " شاهد منه " خود قرآن است كه شاهد به صدق او است ، بعد از تأمل در اخبار باب و توجه به اقوال مفسرين در آياتى كه در اين اخبار بدانها توجه شده است بايد به چند نكته توجه داشت :
1 - شاهد و شهادت از نظر لغت و عرف :
الف : شاهد در لغت : شهد المجلس : يعنى در مجلس حضور يافت ، شهد الشيء : يعنى معاينه كرد آن را و بر آن مطلع شد ، شهد على كذا : يعنى خبر قطعى آن را باز گفت ، در اين صورت شاهد كسى است كه در موضوع معينى حاضر و ناظر بوده و بتواند خبر صحيح و قطعى آن را گزارش دهد .
ب : شاهد در عرف : كسى است كه حقيقتى را بطور عيان درك كرده و به عنوان كشف آن را اظهار مىكند و در عرف قضاوت براى اثبات حقى يا جرم و خلافى اظهار او مستند حكم قاضى مىشود و به اين اعتبار بايد قانونى باشد كه اثبات حق يا جرم با آن سنجيده شود و فردى يا افرادى باشند كه حق ميان آنها باشد و يا مرتكب خلاف شده باشند و به اين اعتبار شاهد بر عليه يا بر له آنها است و بسا كلمهء شاهد به اعتبار اينكه گواه حقيقتى است به كار مىرود با قطع نظر از آثار آن نسبت به ديگران و شايد به همين اعتبار در ادبيات به معنى محبوب به كار رفته ، شاعر مىگويد :
شب است و شاهد و شمع و شراب و شيرينى * غنيمت است دمى روى دوستان بينى
اطلاق شاهد بر معشوق به اعتبار اين است كه حضور او وسيلهء اثبات محبت و سرگرمى عاشق است يا به اعتبار اينكه هميشه در خاطر عاشق خود