4 - حفظ نظم و عدالت و دادگسترى و اتمام حجت بر مخالفان به وجهى كه كيفر آنان جائز باشد - حديث 6 .
بنا بر اين امام بايد حافظ احكام حقهء دين باشد و داناى به واقع احكام و عارف به حق و باطل و ناظم عدل و داد ، و لنگر امامت و پيشوائى بر امت دانش است و دادگسترى .
اگر امام در زمين نباشد دو فساد بر زمين طارى مىشود :
1 - زمين اهل خود را فرو برد : نظم وجود او گسيخته گردد و درهم فرو ريزد و اهل آن هلاك شوند - روايت 10 و 11 و 13 .
2 - زمين پريشان و مضطرب گردد و آرامش و امنيت از اهل زمين برداشته شود چنانچه دريا نسبت به اهل خود هميشه در موج و اضطراب است و اين اضطراب و ناراحتى بر اثر ستم و فساد و جهالت است . مقصود از دومى يعنى آنكه بماند تا ديگرى بميرد و از اين عبارت همان مقصود تأخير موت حجت فهم مىشود . امامشناسى يك از اصول كليهء تعليمات اسلام است و مايهء سعادت و ادامهء حقائق دين است .
امامت : به معنى رياست در امور دين و دنيا و مرجعيت در اجرائيات اسلام و تعليمات آن مورد اتفاق مسلمانان است و از روز وفات پيغمبر اسلام اين مطلب مسلّم بود كه جامعهء اسلامى بدون وجود يك رهبر كافى نمىتواند بماند و همهء مسلمانان در اين اصل متفق بودند و اختلاف در شخصيت صالح و برازندهء اين كار بود ، تودهء مردم روى اين اصل كلى سير كردند كه مى توانند از ميان صلحاء امت شخصى را انتخاب كنند و او را به رياست اسلام و جامعهء مسلمانان بشناسند ولى با اينكه اين اصل بر خلاف بسيارى از تصريحات پيغمبر بود و موضوع دين و حقيقت كه در كار آمد انتخاب مردم نمىتواند شخصيت لائق را تعيين كند جبر تاريخ نشان داد كه اين عمل
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 688
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٨٨