تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
قرآن است . 5 - باب ناطق كه وسيلهء رسيدن به فهم قرآن است كه او پيغمبر است در زمان خود و امامان پس از زمان وى ( ص ) و از اينجا دانسته شد كه رسيدن به نجات و به بهشت صورى و معنوى بايد بوسيلهء معرفت پيغمبر و امام باشد ، و ممكن است مقصود از علم پيغمبر باشد و مقصود از باب امام و ( ذاك ) اشاره به هر دو مقام باشد ولى اوّلى روشن‌تر است . پايان كلام مجلسى ( ره ) . سبب : در نظر ارباب حكمت و كلام علت وجود چيزى است مثلا آتش سبب گرمى است ، خداوند به حكمت خود جريان امور جهان را بر پايهء تأثير و تأثر نهاده و مقام ربوبيت برتر از آن است كه هر امر جزئى را بىواسطه بيافريند و اين جمله رد بر اشاعره است كه گويند : اسباب و عللى وجود ندارد و خدا را عادت چنان است كه چيزى را دنبال چيزى بدون ارتباط به هم بيافريند چون حرارت دنبال آتش و برودت در پى آب ، ( هر سببى شرحى دارد ) يعنى فرمول و قانون كلى كه اساس علوم است ، علم و دانش در هر رشته‌اى عبارت از كليات و قواعد مربوط بدان علم است كه آن را فرمول خوانند ، همهء فرمولها شيمى و فيزيك و علوم ديگر عبارت از شرح اسباب و علل مؤثر در نتايج مطلوبه از آن علم است و اين كليات و فرمولها بايد نشانه‌اى داشته باشند ، نشانهء آنها همان آثارى است كه در نتيجه امتحان و آزمايش آن فرمول را ثابت مىنمايد و اين نشانه‌ها محتاج به باب ناطق است يعنى يك استاد دانا و گوينده يعنى معلم - قوانين ديانت از اصول و فروع نشانه‌هائى دارند كه عبارت از همهء مخلوقات الهيه هستند و از اين نشانه‌ها قواعد علمى و ديانت استفاده مىشود - مثلا . خدا هست ، خدا عالم است ، انسان مكلف است ، ثواب و عقاب بر كار نيك و كار بد انجام مىشود و اينها شروح علل و اسباب واقعيه‌اى هستند كه حكَم و مصالح آنها بشمار مىروند ، باب ناطق و استاد و معلم اين امور شخص