تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
تفاوت ديگرى است ، يونس گفته : « و لكنى أقول لا يكون الّا ما شاء اللَّه و قضى و قدر » امام فرمود : چنين نيست اى يونس « و لكن لا يكون الّا ما شاء اللَّه و قدر و قضى » و در اين صورت منظور امام اين است كه تقدير بر قضا مقدم است و نبايد آن را مؤخر دانست . ولى به نظر من مىرسد كه وجود " باء " " ما " را مصدريه مىكند و معنى مىشود چيزى نيست مگر به مشيت و اراده و تقدير و قضاى الهى و اين مستلزم جبر است ولى اگر باء نباشد " ماء " موصوله است و معنى اين است كه چيزى نيست مگر آنچه خدا خواهد و اراده كند و تقدير و اجراء نمايد و تعرضى به علت موجود ندارد و با فاعليت عبد در كار خود منافات ندارد . منظور از ذكر اول ، مقام فعليت مطلقه است كه اول نمايش عالم ممكنات است ، زيرا در مقام ذات و صفات الهيه هيچ نمودى از ممكنات نيست . در اين حديث اشاره‌اى به نكتهء آزادى عمل شده است به شرحى كه گذشت . ظاهر اين است كه اين شخص از مفوضه بوده و بنده را در كار خود مستقل مىدانسته و آن را به مردم مىآموخته و منظور امام اين است كه در تنگناى اشكال گير كرده و خواه نخواه به مذهب حق كه امر بين الامرين است اعتراف كرده . اين حديث تقرير سادهء ديگرى است از بيان امر بين الامرين به شرحى كه در حديث اول گذشت . استطاعت - از نظر لغت - استطاع استطاعة - الأمر : أطاقه و قوى عليه ، يعنى تاب و توان كار را داشت و بر آن پيروز شد - المنجد . و از نظر فقه اسلامى ، كلمهء استطاعت در شرائط حج ذكر شده است طبق آيهء قرآن كه مىفرمايد ( 97 سوره 3 ) : « و براى خدا است بر مردم حج خانهء كعبه نسبت به كسى كه استطاعت رفتن بدان جا را دارد » كلمهء استطاعت از اين جا در عرف و بيانات دين وارد شده است و فقهاء استطاعت را از نظر اينكه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 648 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى