شرط وجوب حج است به سه چيز تفسير كردهاند :
1 - تخليه سرب : آزادى كاروان ، كنايه از اينكه راه مكه بسته نباشد و دزدان سر راه را نبندند ، سرب به معنى يك دسته رونده و پرنده است ، چنانچه شاعر عرب گفته :
أسرب القطا هل من يعير جناحه * لعلّي الى من قد هويت أطير
اى گلهء مرغان قطا ، كسى هست كه پرهاى خود را به من عاريت دهد تا بلكه به سوى معشوق خود پرواز كنم ، و به معنى گلهء گوسفند و شتر هم بسيار استعمال شده و چون معمولا قاصدين مكه كاروان تشكيل مىدادند از آن كاروان تعبير به سرب شده و شرط بىمانع بودن راه به اين عبارت در آمده كه " تخليه سرب " .
2 - وجود زاد و راحله : يعنى هزينهء مسافرت و مركب ، وسيلهء طى مسافت براى رفتن و برگشتن .
3 - احراز كفايت امرار معاش و ادامهء زندگى پس از انجام عمل حج .
ولى پس از اينكه مسائل علم كلام در محيط اسلام مطرح شد و مهمترين آنها مسألهء جبر و قدر بود كه هم زودتر مورد توجه دانشمندان اسلامى قرار گرفت و هم بسط و دنبالهء فراوانى پيدا كرد ، اين كلمهء ( استطاعت ) بعنوان رمز مذهب معتزله و لنگر عقيدهء آنها شهرت بسزائى يافت و براى تشريح و تفسير آن از همان تعبيرات فقهى استطاعت در بارهء حج استفاده شد و موضوع استطاعت در حج از استطاعت مورد بحث جدا است : در حج استطاعت به معنى امكان طى طريق براى انجام حج به كار رفته ولى در علم كلام استطاعت به معنى عامى كه عبارت از رابطهء فعل عباد با خدا است به كار رفته كه ما شرح آن را در روايت ( 2 ) كاملا بيان مىكنيم .
مجلسى ( ره ) گويد : استطاعت به سه معنى اطلاق شده : اول قدرت زائد بر ذات قادر ، دوم ابزار و وسيلهاى كه بواسطهء آن قدرت بر چيزى تحصيل مىشود ، چون زاد و راحله و باز بودن راه و تندرستى در حج ، سوم عقيدهء تفويض در برابر مذهب جبر و مقصود از آن در اينجا همين معنى سوم است .