تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
سابق را تعقيب نمىكنيد ؟ مىگوئيد : بداء حاصل شده ، اگر ساختمان را خراب كنيد و از نو بسازيد و يا قسمتى از آن را تغيير دهيد و بپرسند چرا ؟ مى گوئيد : بداء حاصل شده . كلمهء بداء در همهء اين موارد بجا استعمال شده ، اكنون بداء در يك كار بشرى را چنين بايد تجزيه و تحليل كرد كه : از نظر اصل عمل بداء به حساب مبدأ فاعلى اعمال اختيار و فعاليتى است كه صفت كمال است ، زيرا قصور در اعمال اين فعاليت نقص عجز است و جواب شما در برابر هر اعتراضى اين است كه : آقا من اختيار مال خودم را دارم ، و از نظر سبب و داعى بر اين فعاليت موارد مختلف است به شرح زير : 1 - كمبود وسائل ساختمانى و نيروى مالى . 2 - اشتباه و خطا در نقشه . 3 - مسامحه و سهل انگارى و تلون مزاج . 4 - جهل و نادانى به عواقب ناشيه از عمل ساختمانى كه پس از علم به آن موجب پشيمانى است . 5 - صرف قصد تبديل به احسن ، از نظر تبديل وضع محيط . البته بداء از نظر علت و داعى به حساب مواد 1 - 4 دليل بر نقص است و به اين علل در خدا قابل تحقق نيست ولى مستند به سبب پنجم نقص عيبى در آن نسبت و مانند همان نسخ در احكام است كه به حسب تغيير وضعيت حكم سابق ملغى مىشود و حكم جديدى به جاى آن مىآيد . پس از توجه به اين مقدمه به اين نكته هم بايد متوجه بود كه كلمهء بداء در لغت و عرف به معنى همان ظهور چيز بىسابقه است كه به فارسى مى گويند " رخ داد " و معنى پشيمانى و جهل و نادانى در مفهوم آن نيست و در بعضى موارد به مناسبت و قرينه از آن استفاده مىشود ، مىگويد : مىخواستم بروم به شهربانى ، يا داشتم مىرفتم و متوجه شدم كه تحت تعقيب هستم و بداء برايم حاصل شد ، يا داشتم مىرفتم بازار يادم آمد كه ميهمان دارم و بداء