كند ، و اين خود حكمتهاى بسيار دارد كه از صاحبدلان مخفى نيست مثلا مى نويسد : عمر زيد پنجاه سال است به اين معنى كه مقتضى حكمت است كه پنجاه سال عمر كند در صورتى كه عملى نكند كه عمرش بلند شود يا كم شود و اگر صلهء رحم كرد پنجاه سال را محو كند و به جاى آن شصت سال بنويسد و اگر قطع رحم كرد به جاى آن چهل سال ثبت كند ولى در لوح محفوظ واقع امر ثبت است كه عمر او شصت سال است يا چهل ، مثل اينكه طبيب حاذق از اطلاع بر مزاج شخص حكم كند كه به طبع خود شصت سال بماند ، و اگر زهر خورد و مرد يا كسى او را كشت يا دواى طول عمر به كار برد و عمرش از اين مقدار كم و زياد شد با گفتهء طبيب مخالف نيست و تغييرى كه در لوح محو و اثبات است نامش بداء است يا بطور تشبيه و استعماره مانند نسبت استهزاء و ابتلاء و سخريه به خدا يا به اعتبار نسبت به فرشتهها و مردم ، در صورتى كه به ثبت اول خبر دهند و دچار محو گردد و خلاف واقع در آيد ، وجود اين دو لوح چه استبعادى دارد و اين گونه محو و اثبات چرا محال است ؟
تا محتاج به تأويل باشد و زحمت ، گو اينكه عقل ناقص ما حكمت آن را نفهمد با اينكه حكم بسيارى از آن ظاهر است .
سپس مرحوم مجلسى وارد حكمتتراشى براى لوح محو و اثبات شده و چند شماره منظم كرده است و وارد اخبار بداء در ظهور امام عصر عجل اللَّه فرجه شده است و سفارش مىشود كه به كلام ايشان مراجعه شود . ولى سخن در اين است كه :
1 - مرحوم مجلسى در بيان حقيقت بداء تحقيقى نكرده است اگر چه زمينهاى كه براى اخبار بداء چيده تا اندازهاى درست و ما آن را تأييد مىكنيم ولى تطبيق قول يهود با قائلين به كمون و بروز و ساير فلاسفه مورد تأمل است عقيدهء يهود تفويض در تكوين است به معنى مخصوصى كه ما شرح آن را در ضمن حل اخبار بداء مختصراً بيان كردهايم .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 619
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦١٩