تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
بداء با دقت ملاحظه قطع استمرار حكم تكوينى و به سر آمدن افاضهء وجود و تحديد زمان كون نه رفع موجودى از ظرف وجودش . و سپس گويد : عامه بداء را به همان قضا تفسير كرده‌اند . و سپس در بيان مفصلى به هر يك از اين نظريات اعتراض كرده و در فصل جدائى با شرح مفصلى خودش بداء را چنين تقرير كرده كه : در بطن عالم افلاك و ارضين براى خدا بندگانى از فرشته و غيره هستند كه مطيع محض و منقاد صرفند مانند حواس ما براى نفس ناطقه و اينها نمايندهء امور كونيه‌اند و چون آئينه حقائق وجوديه در آنها نمودار و عيان مىشود و اين عباد مكرمون را عمل و تدبير و تصور از حق است و با حق است چنانچه خدا فرمايد : «
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ
» و از اين مقدمه نتيجه مىگيرد آنچه در نفوس سماويه و صحائف قدريه مكتوب است از حق است در رتبهء متأخره از قضاء در لوح محفوظ از محو و اثبات و اين صحائف سماويه و الواح قدريه يعنى قلوب ملائكه كارگر و نفوس مدبرات علويه كتاب محو و اثباتند كه در قرآن بيان شده و در نقوش آن تغيير و تبديل روا است و به اعتبار اينها است كه خدا خود را به ترديد موصوف كرده و فرموده : در هيچ كارى از گرفتن جان بندهء مؤمنم بيشتر ترديد ندارم ، و در نتيجه مندرجات اين كتب الهيه قابل تغيير است و بسا پيغمبر و امام از آنها كسب علمى كند و چون حق است گزارش دهد ولى تا مورد تحقق آن موضوع تغيير كند و اين تغيير را بداء خوانند . فهم مقصود ملا صدرا و استادش را به خود خوانندگان حواله مىكنيم با سفارش به مراجعهء گفتار مفصل آنها ولى اين نكته را ياد آور مىشوم كه توجيهى كه از بداء كردند درست به عكس مضمون اخبار وارده است زيرا صريح اخبار بداء اين است كه بداء در علم مخزون و مكنون خدا و رتبهء مقدم بر ظهور صفاتى است و اين آقايان بداء را در مقام وجود حوادث و نفوس فلكيه و فرشته‌هاى كارگردانند كه آخرين مراحل است و بايد گفت :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 617 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى