تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
آسمان و زمين ، يعنى خزان علم اويند در ميان اهل آسمان و زمين به هر كه خواهند بدهند و از هر كه خواهند دريغ كنند و ممكن است مقصود ، همه خيرات باشد ، چون همهء خيرات به توسط آنها به خلق مىرسد . . . . متحمل است مقصود از ميوه دادن درختان و رسيدن ميوه‌ها و روان شدن نهرها ظهور كمالات نفسانيه و جسمانيه و رسيدن آنها به نتيجهء مطلوبه و ظهور علم و امثال آن باشد . در اين حديث خدا را از تأثر به حوادث مبرا دانسته ، عواطف در ممكنات بر اثر تأثرى است كه از مشاهدهء امور خارج و از احساسات در آنها پديد مىشود ، از ديدار محبوب شادى و خرسندى در آنها پديد مىشود و از ديدار دشمن ترس و بيم و از ديدار ناملايم چون مرگ عزيزان و مناظر رقت بار افسوس و اندوه و عروض اين حالات و بروز اين عواطف نشانهء چند نقص است در وجود انسان و حيوان : 1 - انسان در برابر اين حوادث مغلوب مىشود و خود را از دست مىدهد ، مثلا فوت ولد چون خارى در چشم دل او مىخلد . 2 - باطن او تغيير مىكند و از حالى به حالى ديگر منتقل مىشود و گاهى اين تغيير باطن در چهرهء او نمايان مىگردد و جسم او هم تحت تأثير قرار مىگيرد ، وقتى به سختى ترسيد رنگش زرد مىشود و چون خجالت كشيد رنگش سرخ مىشود . 3 - بروز اين عواطف و ظهور اين تبدلات درونى و بيرونى در بر خورد با حوادث دليل نياز و احتياج انسان است به امورى خارج از وجود خود و يا عجز و درماندگى او از امورى برابر خود مثلا فوت محبوب و فرزند و نوكر و انيس از آن جهت مايهء افسوس است كه انسان از يك جهتى بدانها نيازمند است ، بيم از دشمنى براى عجز انسان از مقاومت با او است ، پس همهء اين كيفيات ناشى از حاجت است و امام در آخر حديث مىفرمايد : چون خدا