تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
عرش : در زبان شرع همان احاطهء علمى و ايجادى خدا است به موجودات و رمز پيدايش و پايش همهء ممكنات است كه وابسته به نيروى حق است و در قبضهء او است و به اين اعتبار مىفرمايد : خدا حامل آسمانها و زمين و هر چه در آنها است مىباشد ، حاملان عرش مراكز ثابت فيض دانش خدايند . «
وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ
» : جمله‌اى است كه به طور كنايه استعمال شده است براى بيان ظهور عظمت خدا در روز قيامت چون تخت را چهار تن بر دوش كشند و اين مظهر بزرگوارى است و اگر هشت‌تن بر دوش كشند نهايت اظهار عظمت است براى اظهار عظمت گارى هشت اسب به كار مىبرند در كنايه وجود و تحقق معانى تحت لفظ شرط نيست و مقصود از اين جمله همين است كه : روز قيامت عظمت خدا دو چندان بر خلق عيان شود . اگر كرسيه منصوب قرائت شود و مفعول وسع باشد و السموات فاعل باشد معنى مىدهد كه سماوات و ارض كرسى را در خود گيرند ، و اگر كرسى مرفوع باشد معنى دوم را مىدهد ، مجلسى در ( مرآة ) گويد : احتمال مىرود سؤال زراره از قرائت اهل بيت باشد و گويا هر دو قرائت شده است و كلمهء و العرش در ذيل حديث بايد عطف به ( الكرسى ) باشد و باز هم عبارت سنگين و مبهم است و به همين مناسبت مجلسى در حاشيهء اينجا گفته است كه : در توحيد صدوق عبارت چنين است : « يا فضيل السموات و الأرض و كل شىء في الكرسى » و قسمت اخير هم در آن موجود نيست . كرسى در لغت : تخت ، آنچه بر آن نشينند ، جمع : كراسى و كراس ، كرسى الاسقف : مركز اقامت او ، كرسى الملك : عرش او ، كرسى نيز به معنى علم و دانش است ، گويند : از اهل كرسى است يعنى از اهل علم ، گويند : براى اين ديوار كرسى نهيد يعنى چيزى كه او را محكم
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 600 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى