و سبب مادهء عربى نيست و شايد از زبانهاى يونانى و فرس و غيره با تغيير لهجه و حروف به زبان عربى نقل شده و معمول گرديده ، و مشعر بر اين معنى است آيهء شريفهء سورهء جن كه در مقام نقل از جن مىفرمايد : « آنها مى گفتند :
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً
» كه ترجمهء آن اين است كه :
« بلند است بخت پروردگار ما ، نه همسرى دارد و نه فرزندى » اخبارى وارد شده است كه دلالت دارد بر نهى از اين تعبير نسبت به خدا و اين دو وجه دارد :
الف - كلمهء « جدّ » به معنى بخت و حظ و بهره و قسمت نسبت به خدا صحيح نيست زيرا اين كلمات در بارهء كسى به كار مىروند كه مسلط بر خود نيست و تحت تأثير عوامل ديگرى است و بعبارت ديگر درمانده و سرگردان است و پى شانس مىگردد و به اين ملاحظه اين تعبير نسبت به خدا بسيار زننده و ناروا است و صدور اين تعبير از جن با آنكه آنها هم عقل دارند و شايد در فهم حقائق از بشر عادى هم زيركتر باشند به حساب جهل آنها بوده بدان چه لائق مقام خدا است .
ب - چون اين جمله نسبت جدّ به خدا مىدهند و جدّ به معناى پدر پدر است و بسا در ذهن مخاطب ، اين شبهه را ايجاد كند كه خدا جدّ و نيا دارد و اين منافى با آيهء « لم يلد و لم يولد » است .
3 - او را به همان وصف كنيد كه خودش خود را وصف كرده است و از غير آن باز ايستيد ، اين دو جمله دلالت روشنى دارند بر اينكه نبايد از خدا وصفى كرد و او را به جمله و عبارتى ستود كه از خود او صادر نباشد و بنا بر اين تعبيرات وسيع و پراكندهاى كه متعارف نويسندگان و يا شعراء و عرفاء گرديده است كه از پيش خود نسبت به خداوند تعبيراتى مىبافند و او را به اوصافى متصف مىكنند كه بسا شرمآور است ، با اين حديث و احاديث هم مضمون آن مخالف است .