تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
در اينجا امام استدلال كرده است براى امتناع رؤيت به عدم وجود شرائط رؤيت بصرى از نظر مادهء 1 و 2 و 3 كه سابقا بيان شد . در اين روايت رؤيت را از نظر شرط ششم بررسى كرده است و مىفرمايد : نور خدا به اندازه‌اى نيرومند است كه هيچ چشمى تاب و تحمل دريافت آن را ندارد . در اين اخبار آيهء « لا تدر كه الأبصار » را از نظر مقصد تفسير كرده است به درك اوهام و منظور بيان حد اكثر عظمت خداوند است و توضيح محال بودن رؤيت او در دنيا و آخرت . اين حديث موقوف است ، يعنى استناد به معصوم در آن بيان نشده و به اعتماد به وثوق و شخصيت هشام بن حكم كه از خواص امام باقر و صادق ( ع ) است ذكر شده است ، ظاهر اين است كه كلام از معصوم باشد و احتمال اينكه اين تحقيق از خود هشام باشد ضعيف است ، زيرا در سياق اخبار ذكر شده است و شايد علت اينكه نسبت به معصوم از آن ساقط شده اين باشد كه هشام از پيش خود توضيحاتى در نقل كلام معصوم بر آن افزوده است ، در اينجا توجه به چند نكته لازم است : 1 - ظاهرا مقصود از اشيائى كه ادراك آنها را منحصر به دو راه كرده عالم جسمانى و موجودات مادى است و مطلق ادراكات منظور نيست و مقصود از قلب در برابر حواس روح حيوانى است كه در حديث كميل يكى از نفسهاى انسانى شمرده شده و براى آن پنج قوه بيان كرده است . عقل و ادراكات آن از موضوع اين بحث خارج است و به همين مناسبت مدركات قلب را به وسيلهء هوا دانسته ، مقصود از هوا همان جهاز تنفس است كه وسيلهء سلامت خون قلب است و فعاليت كبد . و در حديث كميل روح حيوانى را منبعث از كبد معرفى كرده است و اين رابطهء هوائى ارتباط قلب و حس حيوانى را با محيط خارج از او حفظ مىكند و ادراكاتى