تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
جمع ميان دو ضد يا دو نقيض كه نه قابل تحقق است و نه قدرت بدان تعلق گيرد ولى محال عادى بوسيلهء اعجاز يا نيروى علم قابل تحقق است ، معجزات انبياء و خودنمائىهاى دانش در محالات عادى است ، اكنون بايد ديد موضوع رؤيت خدا نظر به مجموع اين شرائط از محالات ذاتى است يا از محالات عادى ، اشاعره آن را در شمار محالات عادى دانسته و تجويز كرده‌اند كه به قدرت خدا و در زمينهء مساعدى امكان‌پذير است و به همين مناسبت به استناد بعضى ظواهر قرآن و بعضى اخبار بىاعتبار بدان معتقد شده‌اند ، غزالى در صفحه 225 ج 4 احياء العلوم ، چاپ مصر ، در باب شوق و رضا در فصل ( بيان اجل اللذات ) چنين گفته است : اگر بگوئى كه اين رؤيت خدا در آخرت به دل است يا چشم ؟ بدان كه ميان مردم در اين موضوع اختلاف است ولى صاحبان بصيرت توجهى به اين اختلاف دارند و در آن نظر نكنند ، بلكه خردمند تره مىخورد و از تره‌دان نمىپرسد ، هر كه شوق ديدار معشوق خود را دارد عشقش مانع است كه متوجه شود اين ديدار به چشم است يا به پيشانى ، او قصد ديدار و كام بردن دارد خواه به چشم باشد و خواه به جز از آن ، زيرا چشم جاى ديدن است و ظرف آن است و نظرى به او نيست و حكمى ندارد ، حق در اين مسأله اين است كه قدرت ازليهء واسعه است و روا نباشد كه ما حكم كنيم كه قاصر است از هر يك از اين دو اين از نظر امكان است و اما آنچه از اين دو امر ممكن در آخرت واقع مىشود دليلى ندارد جز سمع و نقل از شارع و حق آن است كه براى اهل سنت و جماعت هويدا شده است از ادلهء شرعى كه اين رؤيت خدا به ديدهء سر است تا لفظ رؤيت و نظر و الفاظ ديگر كه در شرع وارد است به ظاهر خود باشد ، زيرا رفع يد از ظواهر روا نيست مگر در مورد ضرورت ، و اللَّه تعالى اعلم . من اين جمله از كلام غزالى را در اينجا ترجمه كردم تا خوانندگان