ولى همهء اينها داخل در مضمون همين حديث است كه مىفرمايد :
هر كه در مقام بر آيد تا آنچه در آنجا براى خدا كامل است بفهمد ، هلاك يكى از مسائل پرشور و بغرنج تاريخ علمى اسلام همين موضوع جواز رؤيت و ديدار ذات پروردگار است ، مبدأ اسلام نبوت است و ماهيت نبوت اتصال به مبدأ است و درك اين حقيقت براى عموم بسى مشكل است و افكار عمومى كوشيده است موضوع را به يك صورت قابل فهم خود در آورد و در اين كوشش بسا به گمراهى افتاده و يكى از پرتگاههاى اين راه همين مسلك امكان رؤيت و ديدار خدا است كه جمع بسيارى از مسلمان بدان گرويده و گمراه شدند و نبوت پيغمبر را به اين پايه كشاندند كه خدا را به چشم خود ديده و در آخرت هم همهء مؤمنان به شرف ديدار خدا بهرهمند مىشوند .
اين مسأله مانند مسألهء بغرنج كلام نفسى و خلق قرآن در دوران مأمون و عصر حضرت رضا ( ع ) كه اوج عصر تفكر و آزادى تاريخ گذشتهء اسلام است در شور و هيجان تندى بوده است و به امامان معصوم در اين باره مراجعههائى شده و به روشهاى مختلف مطرح گرديده و امام به مقتضاى فكر سائل و تناسب مجلس جوابهاى قانعكننده و قاطعى دادهاند كه اين مناظره ابو قره و روش استدلال امام رضا ( ع ) شاهكارى محسوب است .
ابو قره مردى است محدث و معلوماتش همان سطح احاديث و آيات قرآن است و در اثبات رؤيت به حديث و قرآن استدلال كرده است و معلوم مىشود كه احاديث بسيارى در اين زمان بوده كه دلالت بر جواز رؤيت داشته است و امام احاديث او را منافى قرآن مىشناسد و مردود مىشمارد و آيهاى كه بدان استدلال كرده مبهم تشخيص مىدهد و از خود قرآن آن را بر خلاف مقصد او توضيح مىدهد و تفسير مىكند ، از نظر استدلال به آيات قرآن براى اثبات رؤيت و نفى آن آيات ديگرى هم وجود دارد ولى در اين حديث
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 568
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٦٨