تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
در اين حديث دو موضوع قابل بحث وجود دارد : 1 - مسألهء گنجيدن عالم در يك تخم مرغ بدون اينكه تغيير وضعى در آنها داده شود . اين موضوع را ديصانى بعنوان يك پرسش آزمايشى با يك مشكل علمى براى هشام طرح كرده است و از نظر قدرت كلى خدا آن را به صورت يك مسألهء مذهبى در آورده ، به نظر او اين مسأله لا ينحل و قابل جواب نبوده است ، در هر علمى مسائل بغرنج و غير قابل حلى در ادوار تاريخ علم وجود داشته كه بعضى تاكنون لا ينحل مانده است و بعضى را پيشرفت علم و دانش جواب گفته است . مثلا در علم رياضى جذر حقيقى عدد سه و پنج و هفت مثلا مسألهء لا ينحلّى بوده و هست و از آن به جذر اصم تعبير كنند . در علم فضا ، نهايت فضا از مسائل لا ينحل است ، گر چه حكماى پيشين و فلسفهء قديم ، به نظر خود تناهى ابعاد را ثابت كرده ولى به يك روش خنده آورى كه اعتراف به بن بست است . حكماى پيش مىگفتند : ابعاد به سطح محدب فلك الافلاك محدود مىشود ولى در برابر اين سؤال كه اگر سر خطى از آن خارج شود در ملاء واقع مىشود يا در خلاء ، جوابى نداشتند بدهند ، به همين مناسبت مرحوم شيخ بهائى مىگويد :
برهان تناهى ابعادت * در كف ننهاده به جز بادت
در علم جبر مسائل لا ينحلّى بود كه در خلاصة الحساب شيخ بهائى ده‌تاى آنها را برشمرده ولى پيشرفت علم جبر بسيارى از اين مسائل را كه تا آن روز غير قابل حل بوده است حل كرده . اكنون موضوع اين طور طرح مىشود كه جهان به اين بزرگى ممكن است در تخم مرغ به اين كوچكى جاى بگيرد يا نه ؟