مرحوم مجلسى عليه الرحمه در شرح حديث چهار وجه بيان كرده و محصل همه اين است كه اين مسأله از نظر حقيقى محال است و جواب امام يا براى اقناع طرف بوده يا به حساب وجود انطباعى كبير در صغير كه يكى از عقائد در حقيقت رؤيت است .
فيض هم در صفحه 72 وافى پس از درج حديث گفته است : اين جواب امام از باب مجادله به نحو احسن است و جواب جدلى است و آن را نسبت به امامان ديگر هم داده است .
براى شرح اين موضوع بايد دو مطلب را بررسى كرد :
1 - حقيقت رؤيت را فهميد ، در شرح حقيقت رؤيت عقائد بسيارى است كه به دو اصل بر مىگردد : اول اينكه شعاعى از ديده خارج مىشود و بر مرئى واقع مىشود ، دوم اينكه مرئى در ديده منعكس و منطبع مىگردد و خود ديده چيزى به خارج نمىفرستد ، در بيان وجود انطباعى فقط تشبيه به تحقق عكس را در آينه مورد توجه قرار دادهاند و گفتهاند عكس مرئى در آينهء چشم منطبع مىشود .
ولى طبق تحقيقات امروزه موضوع رؤيت تحقق خود مرئى است در عدسه چشم .
براى فهم اين موضوع توجه به اين نكته لازم است كه چون جسمى در برابر نور قرار گيرد پرتوهاى نور را مىبلعد و شعاع مشابه خود را تا آنجا كه پرتو اين نور افتاده است بسط مىدهد يعنى جسم در برابر نور كه قرار گرفت در محيط خود از همه طرف يك جسم شعاعى هر چه منبسط پراكنده مىكند دليلش اين است كه اگر جعبهء عكاسى در اطراف او گذارده شود عكس او را بر مىدارد و چون عدسه چشم به مثابه يك عدسه كامل عكاسى آفريده شده وجود شعاعى جسم در آن جاى مىگيرد و حس رؤيت محقق مىشود ، پس آنچه در ديدهء بيننده است وجود شعاعى مرئى است . چون به
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٤٨