فرمايد : حقيقت ماده جز يك حوادث پياپى چيزى نيست و وجود ناثابت ، قديم و ثابت نتواند بود .
2 - امكان عدم
ابن ابى العوجاء پس از تصديق استدلال امام صادق ( ع ) كه وضع موجود ماده در عالم جز يك سلسله حوادث پى در هم نيست و حدوث ظاهرهء آشكار آن است يك پرسش فرضى طرح مىكند به اين بيان : اگر فرض كنيم جسم يعنى مادهء اوليه در حال سكون بماند و به وضع هستههاى بسيط ادامه يابد در اين صورت مىتواند مادهاى ثابت و قديم باشد .
امام ( ع ) مىفرمايد : اولا اين يك فرض غير واقعى است و مورد بحث ما همين عالم موجود و محسوس است و به علاوه اگر ما اين جهان موجود را از ميان برداريم معنايش اين است كه عدم او را ممكن مىشماريم و اين خود بهتر دليل بر حدوث آن است زيرا موجود قديم ثابت به ناچار بايد به ذات خود هست باشد و هر چه به ذات خود هست باشد عدمش ممتنع است و امكان عدم دليل حدوث است .
3 - قابليت حركت
امام ( ع ) مىفرمايد : فرض كن همان مادهء اولى و جسم اوليه است و هنوز حركت نكرده و در راه تحول نيست ولى ماده اولى از نظر اينكه موجودى است در حيز و در زمينهاى وراى ذات خود قابليت دارد كه حركت كند و با انضمام اجسام ديگرى چيز ديگرى شود و اين هم خود دليل حدوث باشد . شاهكار جواب امام ( ع ) اين است كه در همهء مراحل اتكاء به خاصيت نفس ماده كرده است و براى استدلال چيز ديگرى را در ميان نياورده است .