آينده موافق است و نظرى به گله از شيعه ندارد . چون در زمان امام صادق ( ع ) فقه ترديدى و روش فرعتراشى بر اساس قياس و اجتهاد در مدرسهء ابو حنيفه رواج داشت ، شاگردان او به عنوان آزمايش و اظهار فضل مزاحم امام مىشدند و ظاهراً اين مرد يكى از آنها بوده است و امام به او فهمانده كه جواب مسأله بايد نص صادر از معصوم باشد . مضمون اين خبر از همهء اخبارى كه در اين زمينه رسيده است وسيعتر است و مطابق است با مضمون آيهء شريفه كه مىفرمايد : «
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
» هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتاب مبين هست ، بنا بر اين كه مقصود از كتاب مبين همين قرآن است چنانچه در آياتى بر آن تطبيق شده است .
اين خبر مىگويد : هر چه را بندگان نيازمندند در قرآن هست و بلكه هر چه هم كه آرزو دارند در قرآن باشد در آن هست ، در بيان اين موضوع دو وجه مىتوان گفت :
1 - آنكه مقصود از اين حصر ، حصر اضافى است به اعتبار اينكه پس از نشر اسلام در جهان و بسط حكومت اسلامى بسيار موضوعاتى در قوانين و مقررات و محاكم اسلامى وارد شد كه در زمان خود پيغمبر وجود نداشت ، زيرا هر چه حكومت و اجتماع توسعه يابد احتياجات قانونى و مسائل زندگى از نظر مادى و معنوى توسعه پيدا مىكند . و بعلاوه حكومت روم و فارس قديم كه سقوط كردند و ملتهاى آنها در تسلط اسلام قرار گرفتند ، هم از نظر قوانين حكومتى و هم از نظر قوانين مذهبى كه در قلمرو اين حكومتها بود مسائل اجتماعى و مقررات دينى توسعه پيدا كرد و نظر اسلام در همهء آنها مورد بحث شد ، خلفاى وقت و تابعين آنها كه فقهاء و دانشمندان آن روز اسلام به شمار مىرفتند بواسطهء انحراف از اهل بيت و هم بواسطهء سياست شوم خفه كردن