را بينند ، واى بر تو اى ذعلب براستى پروردگارم به دورى و نزديكى در مكان و حركت و سكون و ايستادن و رفتن و آمدن وصف نشود تا آنجا لطيف است كه به لطفش نتوان ستود ، تا آنجا بزرگ است كه به وصف نيايد . . . الخ .
معلوم مىشود در خاطر ذعلب يمانى كه مردى باهوش و سخنور بوده است موضوع عبادت خداى نديده بسيار بغرنج و مشكل و مسألهاى لا ينحل مىنموده است كه به گمانش مثل وجود دانشمند و عميق و بليغ امير المؤمنين ( ع ) هم از تشريح و حل آن در مىماند ، ولى امير المؤمنين ( ع ) موضوع را به وجهى تحليل و تجزيه مىكند كه هم معبود در حضور و عيان عبادتكننده است و هم رؤيت به ديده كه مستلزم تجسم و مكان است از ساحت قدس حضرت او بر كنار است و به اين نكته اشاره مىكند كه نتيجهء ديدن انكشاف است و انكشاف وجدانى بسا از انكشاف عيانى عميقتر و بىعيبتر است و مقام عبادت مقام انكشاف وجدانى معبود بر حق است .
2 - از نظر احكام فرعى و مسائل حقوقى :
روايت در وسائل است كه در زمان عبد الملك بواسطهء كثرت حجاج خواستند مسجد الحرام را توسعه دهند و در كنار مسجد خانهاى بود و در ملك شخصى بود و براى توسعهء مسجد و استقامت سطح آن لازم بود آن خانه را خراب كنند و جزء عرصهء مسجد نمايند ، صاحبش رضايت نداد و به هيچ قيمتى هم حاضر به فروش نشد به حساب اينكه موضوع مسجد است و معبد بايد مباح باشد و نماز در زمين غصبى جائز نيست ، از طرف حكومت هم اقدامى براى اجبار صاحبش به عمل نيامد و فقهاى وقت هم همه در حل موضوع درماندند ، چون برخورد به ظاهر دو حكم مسلّم اسلامى داشت :
1 - قانون عدم جواز تصرف در مال غير جز به اذن و رضايت او « لا يجوز التصرف في مال الغير الا باذنه » .
2 - عدم صحت نماز و عبادت در مكان غصبى .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٠٦