ناديده را چگونه مىتوان پرستيد ، حقيقت عبادت انجام وظيفهء خضوع عميق و بندهوارى است در برابر معبود ، وقتى معبود را نبينى اين عمل كار بىموضوع و نامعقولى است اين شبهه در نهاد يهود بود كه وقتى به بتپرستها رسيدند به حضرت موسى پيشنهاد كردند «
اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
» براى ما هم معبودى مقرر كن محسوس و ديدنى چنانچه اينها معبودان محسوسى دارند .
همين شبهه در محيط اسلامى تأثير كرد و بعضى را به عقيدهء باطل جسم دانستن خدا كشانيد ، و جمعى كه اين عقيده را رسوا ديدند به فكر انتخاب نايب خدا افتادند و گفتند : در موقع نماز و عبادت بايد صورت مرشد را در نظر گرفت و به حساب او عبادت را انجام داد .
اين شبهه در دوران تابعين و در حكومت امير المؤمنين ( ع ) هم رسوخ داشته چنانچه از سؤال ذعلب يمانى از آن حضرت به خوبى آشكار است .
( امالى صدوق مجلس 55 حديث 1 ) .
على ( ع ) در ضمن كلام خود فرمود : از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد ، سوگند بدان كه دانه را شكافد و نفس كش برآرد اگر از من بپرسيد از هر آيه كه در شب نازل شده يا در روز ، در مكه يا در مدينه ، در سفر يا در حضر ، ناسخ است يا منسوخ ، محكم است يا متشابه از تأويلش يا از تفسيرش از آن به شما خبر دهم .
مردى بود به نام ذعلب تيز زبان و سخنور و پردل ، گفت پسر ابى طالب به جاى بلندى بر آمده و من امروز او را نزد شما شرمسار كنم به وسيلهء مسألهاى كه از او بپرسم ، گفت : يا امير المؤمنين پروردگار خود را ديدى ؟
فرمود : واى بر تو اى ذعلب ، من آن كس نيستم كه بپرستم خدائى را كه نديدم ، گفت : چطور او را ديدى ؟ براى ما توصيفش كن ، فرمود : واى بر تو ، ديده سر به رؤيت بصر نتواند او را درك كند و ليكن دلها به حقيقت ايمان او