مشخص ومتمايز چنان كه ملاحظه مىشود ) بخش تعليقات كتاب الآثار الباقية بيرونى طبع اينجانب ( - طا ) را تشكيل مىدهد . اين كه نه به لحاظ كمّى بل از حيث كيفى سهم زاخائو در تعليقات كتاب بيش است يا سهم اينجانب ، بايد اين نكته را خاطر نشان كرد كه از زمان وى - يعنى - طىّ 125 سال از تاريخ نخستين چاپ كتاب تا كنون ، طبعا كتب وآثار علمي وتحقيقات شرقشناسى وايرانشناسى بسيار هم در زمينهء موضوعات ومسائل مورد بحث پديد آمده ، كه بديهي است دانش ومعرفت ما را نسبت به مباحث مزبور افزون ساخته است ؛ ولى به طور كلّى ، تعليقات شادروان زاخائو بيشتر حول مسائل تاريخي - تقويمى وفرهنگى ملل غربى به طور عمده يهودان ونصارى است ، در حالي كه يادداشتهاى من بيشتر پيرامون تاريخ وگاهشناسى ومواريث فرهنگى ملل مشرقزمين به ويژه أقوام ميانرودانى وإيراني واعلام دورهء اسلامى است .
ليكن بايد گفت كه در حيطهء زبان فارسي يا ميهن ما ، متأسفانه بخش « نخواندنى » يا مغفول و « لا رجوع » كتابهاى علمي - أدبي ، عموما همان « تعليقات » آخر كتابهاست كه زحمات محقّق يا تعليقه نويس أكثر ناديده گرفته مىآيد ، كلّا بىاجر وقرب مىماند چون مردم از خير رجوع بدانها درمىگذرند . من اين گونه تغافل وبىتوجّهى نسبت به تعليقات كتب را سالهاست به تلخى تجربه كردهام ، اما علّت را صرفا در اشكال فنّى يا فقدان شيوههاى « ارجاع » بدانها مىدانم ، خواننده را هم كه خود گاهى از آن زمره باشم بىگناه مىشناسم ؛ زيرا خواننده از كجا وچگونه وبا كدام نشانه وراهنما بداند كه دربارهء فلان موضوع ومطلب يا بهمان كلمه ومبحث ، طىّ صفحات يا بخش آخر كتاب قطعا يادداشت آمده يا مؤلّف به تعليق رفته است ؟ از اين رو چارهء كار را منحصرا در اين دانستهام ، كه هم در متن كتاب ودر مواردى كه راجع به آنها تعليقه ويادداشت نوشته مىآيد ، علامت ونشانهء ارجاعى نهادهآيد تا خواننده اگر مايل به اطلاع يا توضيح در باب موضوع است ، بىرنج وزحمتى وبدون تورّق وتصفّح بيهوده ( از باب احتمال وجود تعليق ) يكراست به توضيح يا تفسير مورد نظر خود راه بيابد . پس از براي / 520 تعليق كتاب ( طبع حاضر ) هم در مطاوي سطور متن ، شمارههاى ترتيب هريك را از ( 1 ) تا ( 520 ) ميان دو گوشك ودر مواضع مربوطه نهادهام ؛ وبدين طريق خواننده را اگر نه ملزم بل همانا مطّلع ساختهام ، كه چنانچه مايل است مىتواند سر راست به تعليق شمارهء معيّن رجوع كند .
ج . نمايگان
شايد اين بخش ( سوم ) از كتاب حاجت به شرح وتوضيح نداشته باشد ، چه فهرستگان (
indices
) پايان هر كتاب امرى عادى است ، منتها مقصود باز جلب توجّه خواننده وپژوهنده