از كتاب ضروري باشد . ما كه سهم خدمت خويش را به زبان فارسي مخلصانه با تحرير مقدّمه وحواشي وتعليقات كتاب ( به فارسي ) ايفاء كردهايم ، ما خود را كمينه خادم زبان عذب بيان « فارسي » مىدانيم ( اگرچه در أمور علمي با متون « عربى » سر وكار داريم ) وهرگز مباد كه نان « إيران » خود خوريم وهليم حاجى « عرب » را بهم زنيم ؛ أصولا هم بايستى متون عربىاى كه در إيران چاپ مىشود ، مقدّمهها وحواشي ويراستاران آنها به زبان « ملّى » ما باشد ؛ چنان كه تمامى متون عربى كلاسيك كه در كشورهاى اروپايى ( وحتى تركيه ) تا كنون به طبع رسيدهاند ، بدون استثناء مقدّمهها وهوامش وتعاليق آنها جملگى هم به زبان رسمي كشور طابع وناشر بوده است .
اما آنچه أستاذ بيرونى فرموده است :
« بدين سان ، هم در دوران كودكى خويش زمينهء خدمت « علم » مرا ممكن گشت ، چون كه مرا به خود كشيد ولگام نهاد ودر سايهء بلند پايهء خود مرا به راه آورد . . . ؛ پس اين كتاب كه در ميان آثار مدوّن با گذر زمانها ماندگارتر وبا جابجايى مكانها پايدارتر است ، من در آن طريق دانشوران صاحب اجتهاد متقدّم را با حمل مطالعات ايشان نپيمودهام ؛ وبا كاربرد زيگهاى ايشان بر راهواران ترديد به سوى مقاصد تقليد نپوييدهام . . . ، ( پس ) اينك من همان كارى كردهام كه بر هر انساني بايسته است در فنّ خويش ، از بابت پذيرش اجتهاد پيشينيان سپاسآميز انجام دهد ؛ پس رخنههايى را كه بر آن اجتهاد وارد گرديده بىكبر وعار درست كردهام ، به ويژه آنچه مانع دريافت أصل حقيقت موجود . . . مىشود ، هم با ابقاى چيزهايى كه در آنها ظاهرا يادآورى براي پسينيان وآيندگان بوده باشد . پس من هر كارى را در هر باب ( موضوع ) با علل آن همبر ساختهام ، هر كارى را هم كه خود عهدهدار بودهام محض دور كردن نگرنده از تقليد وپيروى از من ، هم به جهت گشودن باب صحيح وصواب در آن از براي وى ياد كردهام ، اگر در آن باب خود بر صواب بودهام يا اصلاح آنچه در حساب آن لغزيده وبر خطا رفتهام ؛ زيرا برهان نسبت به قضية جاى نشين روح است در جسم ، كه هم با اين دو مقولة از همبرى حجّت وبيان حسب ايقان « علم » به حاصل مىآيد ، چنان كه از مجموع نفس وبدن شخص انسان كاملا به عيان درمىآيد . . . ( الخ ) » [ القانون المسعودي ، 3 ، 4 - 5 ] .
الآثار الباقية عن القرون الخالية — صفحة مقدمة 31
مساهمون: أبو ريحان البيروني
صمقدمة ٣١