تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الآثار الباقية عن القرون الخالية — صفحة مقدمة 27

مساهمون:

صمقدمة ٢٧
يك اسم وعلم يوناني ورومى يا مصرى وسريانى مذكور در متن نمىيابد ، كه هويّت شخصي وزمان تاريخىاش مجهول ويا مغفول مانده باشد . پيداست كه اين كار به لحاظ فنّى تا چه حدّ دشوار وگاه نا ممكن بوده ، ولى شوق خدمت به علم موجب شد كه همهء مسائل فنّى راه حلّ صحيح ومنطقي بيابند ؛ واينك گمان مىبرم كه علاوة بر رضايت خوانندهء با فرهنگ إيراني وعرب واروپايى ، اگر خود مؤلّف كتاب حضرت أستاذ بيرونى هم زنده بود از ابراز خرسندى دريغ نمىكرد ، هرچه باشد بدين خدمتها نسبت به « آثار » ش ( - روز آمد كردن آن ) بايستى روح بزرگ أو اكنون شاد باشد . مطلب ديگر در به اصطلاح « روزآمد » كردن كتاب كهن ( با حفظ نصّ ) همانا شيوهء « رسم خطّ » كلمات است كه - حاجت به دليل وتوضيح ندارد - بايستى معاصرانه باشد ؛ پس اشارت‌وار گوييم وگذريم كه ما صورت‌هاى قديمى وقرآني رسم خط عربى را يكسره كنار گذاشته‌ايم ، يعنى بر طبق قاعدهء متعارف ومتداول « صورت مكتوب مطابق با صورت ملفوظ » عمل كرده‌ايم ؛ فلذا كلمات « رحمن ، إسماعيل ، ثلاثمائة ، تورية ، . . . » وجز اينها به صورت « رحمان ، إسماعيل ، ثلاثمائة ، توراة ، . . . » ومانند اينها به شكل صحيح وملفوظ معاصرانه ضبط شده‌اند ، تنها يكى دو مورد مثل « ذلك ، هؤلاء » به حال خود بر جاى مانده است . در خصوص شيوهء « سجاوندى »
( Punctuation )
يا نقطه‌گذارى طىّ جملات وعبارات متن نيز ، بايد بگويم كه همان قاعده وهدف در تسهيل قراءت متن از براي خوانندهء عادى هم پيوسته مدّ نظر بوده است . شايد بر ما خرده بگيرند كه در اين طريق گاه از حدّ اعتدال درگذشته‌ايم ، من خود بارها بر خويشتن خرده گرفته‌ام ؛ ولى أصل مقصود همانا اين بوده است ، كه چون نثر علمي بيرونى وساختار نحوى آن على المشهور پيچيده ودشخوار است ، تا جايى كه ممكن باشد با اعراب‌گذارىها وسجاوندىها قراءت متن را نه براي عرب‌زبانان ، بل به ويژه از براي غير ايشان - يعنى - ايرانيان واروپائيان عربى خوان ( نه لزوما عربى دان ) آسان وأسباب درك معاني ومطالب را برايشان فرآهم نمايم ؛ حال در تحقّق اين نيّت ( - خدمت به خواننده ) تا چه اندازه توفيق يافته‌ام ، راستى را كه خود نمىدانم وچشم به راه نتيجهء عمل هم نيستم . خلاصه آنكه در طبع جديد ( حاضر ) الآثار الباقية كوشيده‌ام ، تمام فنون وقواعد وأصول « روش‌شناسى » امر احياى متون را ، كه طي چهل سال خدمت علمي وكتابي همبر با تجارب موفور آموخته‌ام ، يك جا بكار بندم وبه خصوص اگرچه كتاب عربى است ، مساعي من يكسره ناظر به فرهنگ ملى وإيراني مىباشد . بايد هم بيفزايم كه در طبع زاخائو صفحات متن داراى سطر شماراند ، صفحات متن حاضر هم به طريق صحيح سطر شمارى شده‌اند ؛ ونيز شمارهء