ما نيز در « كار » خويش چيزى بيش از آنچه أستاذ صاحب اثر ونظر فرموده ، مزيدى نتوانيم ؛ وتنها كوشيدهايم هم بر رهنمودهاى وى كار نماييم ، بىآنكه حتّى از أو پيروى كرده باشيم ؛ اگرچه وى « بر حقّ » بوده ، كه پيروى از وى خود بر طريق « حقّ » باشد . بارى ، چهار سال تمام پيوسته با كار شباروزى ( متوسّط 15 ساعت ) بدين مهمّ پرداختهايم ؛ چنان كه سه سال در تصحيح وتبويب متن بسر آمد ، شش ماه تمام در تحقيق وتأليف تعليقات كتاب ، وشش ماه آزگار هم در نمونهخوانى وبازبينى واصلاح وترتيب وتهيهء فهارس هفتگانه وجز اينها گذشته است . البتة پيداست آنچه فرادست آمده ، محصول چهار سال زحمت نيست ، كه همانا نتيجهء چهل سال معرفت آموزى وتجربتاندوزى ، در عين حرمان ونحوست قران طىّ زمان بوده است ؛ وبه قول شاعر عرب :
« يرى الناس دهنا في قوارير صافيا * ولم يدر ما يجرى على رأس سمسم » .
ما خيال نداريم با دل پر خون از أوضاع نابسامان علمي در اين مملكت حرف بزنيم ، چه آنچه عيان است چه حاجت به بيان ( وجاى ديگر بايد بدان پرداخت ) ولى سرزنشهاى دوستان خودمان را چگونه تحمّل كنيم ، كه يكسر از عبث بودگى وبيهودگى وبىفايدگى كار أصيل علمي در اين مملكت سخن مىگويند ؛ وما را پيوسته ملامت مىكنند كه آخر « چرا وبراي كه » ( عوض چند تا فرهنگستان لا بشيء ) به جهاد علمي قيام كردهايم ، ومىگويند « زمين شوره سنبل بر نيارد / در آن تخم عمل ضايع مگردان » ؛ ولى ما همچنان با سماجت وجسارت تمام به كارهايى كه يك عمر - ديگر - عادتمان شده ادامه مىدهيم ( ترك عادت هم موجب مرض است ) وتعنّتها وملامتهاى جارى هرگز دلسردمان نكرده وبه فضل الاهى هم نخواهد كرد . پس با اتمام اين اثر كه همزمان با كتاب كلان « حكيم رازي » ( حكمت طبيعي ونظام فلسفي ) انتشار مىيابد ، هم با كار ترجمهء القانون بيرونى ( براي دانشگاه كرمان ) ادامه مىدهيم ، ظاهرا مقدّر نيست كه با أبو ريحان بيرونى وداع كنيم ؛ واگر عمرى باقي بود كتابهاى « تفسير تاريخ » و « تاريخ كاسيان » وجز اينها مدتهاست كه چشم براه تدوين نهايى وطبع ماندهاند .
* * سطور آخر مقدّمه را حسب سنّت مرضيه بايستى وقف بر سپاس وامتنان از عزيزان وكساني كرد ، كه در ايفاى خدمت وانجاز امر وايجاد اثر ، راقم اين سطور را يارى وهمراهى كردهاند ؛ نخست ، دوست دانشور گرامىام آقاى أكبر إيراني ( مدير عامل مركز نشر ميراث مكتوب ) كه همهء وسائل كار وتحقيق وطبع اثر را با همّت تمام وجدّ بليغ فرآهم نمود ؛ ديگر آقاى محمّد دميرچى