تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الآثار الباقية عن القرون الخالية — صفحة مقدمة 26

مساهمون:

صمقدمة ٢٦
فهرستگرى بهره جسته‌ام . به حقّ شايسته وسزا بود كه يگانه كتاب تاريخ‌شناسى كلاسيك ملل شرق ، هم به سان كتب عتيق ومقدس ايشان تبويب وتفريع فنّى گردد ؛ وچنان كه ملاحظه مىشود در بالاى سر فصل‌ها ما نشانهء فرنگى .
« ch » ( chaPter
- فرگرد / فصل ) را با أرقام رومى . . . ( ، ) نهاده‌ايم ، همان گونه در سر صفحه‌هاى كتاب نيز شمارهء فرگرد ( فصل ) ها وبندها تكرار گرديده ؛ همهء اين كارها محض خدمت به خوانندهء با فرهنگ اين كتاب ( خواه إيراني يا انيرانى ) تا همان طور كه با سهولت مثلا به تاريخ هرودوت يا إنجيل مسيح ارجاع مىدهد ، هم بتواند به كتاب مستطاب الآثار أبو ريحان إيراني نيز با علائم فرنگى ( . . . ، . . .
ch
. ) يا فارسي ( ف . . . ، ب . . . ) حواله يا رجوع كند .

5 ) . تصحيح متن :

ويرايش متن اثر بر أساس نسخه‌هاى خطى سه‌گانه ( عس ، توپ ، داد ) پيشگفته وطبع زاخائو ( - طز ) طبق أصول وقواعد تصحيح علمي - انتقادى صورت گرفته ، نسخهء به اصطلاح « أساس » طبع همان اقدم نسخ موجود ( - عس ) باشد ، اختلافات ومبدلات هم بر حسب معمول در هوامش آمده است . ما از موارد تصحيح قياسي يا حفظ نصّ ومصّ چيزى نمىگوييم ( اين حرفها را خود بلد هستيم ) وتنها به ذكر اين نكته مبادرت مىكنيم كه : ما خود به عنوان شاگرد مكتبى أبو ريحان بيرونى ، أهل « اقتداء » و « تقليد » نبوده ونيستيم ، ودر « تحقيق » انتقادى كتاب أو ، هرگز بندهء « نصّ »
( textualist )
وعبد عبيد « لفظ » نبوده باشيم . ما ضمن آنكه در مقابل « نص » هم اجتهاد را جايز نمىشمريم ، در يك كلمه ، اجتهاد محقّق را در اختيار وجه « صواب » وضبط آن در متن مىدانيم ، نه آنكه به بهانهء حفظ نصّ ( چنان كه متأسفانه أغلب بر اين پندار رفته‌اند ) وجه « غلط » در متن ابقاء شود يا به ضبط آيد . اين گونه عمل در واقع به « تغليط » شباهت دارد تا به « تصحيح » ، مانند آنچه در جايى از تعليقات ياد كرده‌ايم كه : متأسفانه قانون مسعودى بيرونى ( وجز آن ) را فضلاى حيدرآباد هند به همين طريق طبع كرده‌اند . تاريخ‌شناسى ملل قديم علّامه بيرونى ناچار وبر حسب تضلّع وأحاطت وسيع وبي مثيل وى بر علوم ومعارف واخبار ايشان مقرون با تتّبع عميق وتوغّل در تحقيق أحوال آنان ، سرشار از اصطلاحات علمي وفنى ( تنجيم وتقويم وتاريخ ) وأسامي اعلام يوناني ورومى وعبراني وسريانى وإيراني كهن است ؛ ما چنان كه در فصول كتاب قابل مشاهده وبه عيان مشهود است ، آوانوشت يا واجنوشت تمامى آنها را به لاتين هم در متن ميان گيركها وكمانك‌ها به دست داده‌ايم ؛ ودر خصوص ملوك وفرمانروايان ( غير إيراني وتازى واسلامى ) به علاوة سنوات پادشاهى يا حكومت ايشان را هم به ضبط آورده‌ايم ، چنان كه در مورد اعلام علماى مغرب‌زمين نيز به همين گونه ضبط هويت آنان را در هامش فرانموده‌ايم ؛ وبه خوانندهء كتاب اطمينان مىدهيم كه حتّى