همانا متون وكتب غير مذهبي « كلاسيك » بوده باشد ، مانند آثار أفلاطون وأرسطو - بالاخصّ - تاريخ هرودوت وجغرافياى استرابون ، كه اين دو هم از حيث موضوع ومضمون با الآثار بيرونى سنخيّت دارند .
اما دانسته است كه تأليفات هرودوت واسترابون وپلينى ، ظاهرا نظر به حجم كلان آنها موضوعا خود به « كتاب » هاى چندى تقسيم شدهاند ، آنگاه هر كتاب به چند فصل يا باب تفريع گشته است ؛ ولى كتاب الآثار بيرونى چندان حجم ندارد كه خود به چند كتاب تقسيم شود ، بل همانا به موجب طرح ساختارىاش تنها يك كتاب داراى 22 فصل مىباشد . « 1 » تأليف كلان تاريخي ( به عربى ) قابل تقسيم به كتابها ( وفصول ) همانا مروج الذهب مسعودى بغدادي است ، كه شرقشناس عربى دان فرانسوى « شارل پلّا » آن را در پنج جلد طبع منقّح نموده ( أو مىتوانست هر جلد را يك « كتاب » بنامد وأبواب يا فصول هريك هم كه مشخّص است ) وآنگاه متن اثر را به تمامى از اوّل تا آخر بدون افراز فصول يكسره با شمارههاى مسلسل ( از 1 تا 3661 ) فقره بندى كرده ، كه اين كار وى بر خلاف أصول ونمونههاى كلاسيك كتاب آرايى ، به نظر ما كه نادرست وعبث وبىفايده وأصلا نقض غرض است ؛ زيرا مقصود اصلى از اين كار در وهلهء اوّل همانا سهولت وتسهيل امر ارجاع مىباشد ، چنان كه حتى مردم عادى هم در ارجاع به آيتي از قرآن مجيد تنها به ذكر شمارهء « سوره » ( - فصل ) وشمارهء « آية » ( - بند ) از آن بسنده مىكنند ؛ مردم فرهيخته يا نويسنده وپژوهنده هم به مطلبي يا خبري در تواريخ هرودوت واسترابون وپلينى ، فقط به ذكر شمارهء « كتاب » ( ك ) وشمارهء فصل ( ف ) وشمارهء بند ( ب ) آن بسنده مىكنند .
أستاذ ما دانشپژوه ( طاب ثراه ) سخت بدين فقره بندى كتابهاى قديم علاقة وعنايت داشت ، پيوسته مرا وديگران را نيز بدين شيوه وكار سفارش مىكرد ؛ ولى خود أو در طبع چند متن كهن وهمكارش أستاذ ايرج افشار نيز ، در مقام عمل وانجام فنّى اين كار هرگز توفيق نيافتهاند ، حاصل سعى وكوشش ايشان هم بمانند شارل پلّا فرانسوى در طبع مروج الذهب بوده است . اينك ما با علل وأسباب ( نظري وفنّى ) عدم توفيق آن بزرگان در اين خصوص كارى نداريم ، تنها آنچه مىتوانيم از تجربه وآزمون خويش در كاربست « روش » مشهود در اين كتاب ياد كنيم ، خلاصه از تمام مناهج وفنون « طبقه بندى » موضوعي گرفته تا أصول وقوانين « منطق » ، قواعد معناشناسى
( semantics )
وطرق عبارتپردازى
( Phraseology )
، أساليب معاني وبيان أدبي وروشهاى
هامش
( 1 ) . در حالي كه كتاب الهند والقانون وى از حيث ساختارى ( مشتمل بر مقالات وأبواب وفصول ) قابل تقسيم به « كتاب » ها باشند ، چنان كه ما أخيرا حين ترجمهء القانون همين كار را كردهايم .