تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
( * ) حاصل مطلب در ( لكن الذى يهوّن الامر فى الرّواية . . . الخ ) چيست ؟ بيان ديگرى از شيخ است به صورت يك جواب نقصى در عدم قبول اشكال مزبور مبنى بر اينكه : اين اشكال اختصاص به روايت ندارد ، بلكه مشترك الورد ميان روايت و آيه است . ( * ) منظور شيخ از مطالب اخير چيست ؟ اين است كه : به نقل قرآن كريم ، برخى از امور مرفوعه در حديث در شب معراج توسط پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله با اين سخن خواسته شده كه :
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا ، رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا ، رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا .
و خداى تعالى نيز منّت گذاشته و امور خواسته شده را بخشيد . حال ، همان اشكالى كه در حديث هست ، در اينجا نيز وجود دارد يعنى : گفته مىشود كه اين امتنان نيست ، چرا كه عقل مىگويد : خطاء ، نسيان ، ما لا يعلمون و . . . . مؤاخذه ندارد و در اين مورد تفاوتى ميان امت اسلامى و غير اسلامى وجود ندارد . چرا كه مؤاخذه اين امور قبيح است ، و قبيح نيز از مولاى حكم صادر نمىشود . ( * ) پس غرض از عبارت ( و الذى يحسم اصل الاشكال منع استقلال العقل بقبح . . . الخ ) چيست ؟ پاسخى حلّى است از جانب شيخ كه هم ريشهء اشكال را از بن مىكند و هم مؤيّد دوم را باطل مىكند . ( * ) بيان اين پاسخ حلّى چگونه است ؟ مىگويد : عقل نمىتواند مستقلا و به طور مطلق ، بدون تفصيل حكم به قبح مؤاخذه بر اين امور مطرح شده در آيه و روايت كند زيرا : 1 - در برخى از صور مؤاخذه عقلا قبيح است . مثل خطا و نسيانى كه ناشى از ترك تحفّظ يعنى : بىمبالاتى و عدم اهتمام مكلّف نباشد . و مثل ما لا يعلمونى كه احتياط در آن ممكن نبوده مثل دوران بين المحذورين . و مثل تكليف شاقّى كه سختى و مشقّت آن ناشى از تقصير خود مكلّف نيست . 2 - و در برخى از صور مؤاخذه عقلا قبيح نيست . مثل : مؤاخذه بر خطاء و نسيانى كه از بىمبالاتى و عدم رعايت مكلّف است . و مثل ما لا يعلمونى كه احتياط در آن ممكن بوده ، لكن او خود رعايت ننموده و مثل تكليف شاقى كه سختى آن ناشى از تقصير خود مكلّف است . بنابراين تقبيح عقل از مؤاخذه در برخى موارد صحيح و در برخى مواضع غير صحيح است چرا كه گاهى