تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

تشريح المسائل

( * ) مراد از عبارت ( و ممّا يؤيّد ارادة العموم ظهور كون رفع . . . الخ ) چيست ؟ بيان دومين دليل و مؤيد است بر مقدّر بودن جميع الآثار در روايت رفع و آن عبارتست از اينكه : حديث رفع در مقام امتنان بر امت اسلام است ، و نه در امت‌هاى قبل لذا فرموده : اين امور نه‌گانه ، از امت اسلامى برداشته شده است . حال ورود حديث در مقام امتنان خود قرينه است بر مقدّر گرفتن جميع الآثار ، نه در تقدير گرفتن خصوص مؤاخذه ، چرا كه اگر خصوص مؤاخذه مرفوع باشد ، بسيارى از فرازهاى حديث مبتلا به اشكال مىشود . فى المثل ما لا يطيقون ، ما لا يعلمون ، ما اضطرّوا ، خطاء و نسيان و . . . از امورى هستند كه اگر مكلّف ، موردى از اين امور را مرتكب شد ، عقابش عقلا قبيح است . پس اين امتنان نمىتواند در خصوص مؤاخذه باشد ، چرا كه در شش فراز اوّل حديث هر عقل مستقلى حكم به قبح مؤاخذه در اين امور مىكند ، چه در امت ما و چه در ديگر امّتها . پس رفع عقاب به شخصى دون شخص ديگر اختصاص نداشته و نمىتوان آن را مختص به اين امت دانست و لذا براى رعايت حديث مجبوريم كه جميع الآثار را چه در مؤاخذه و چه در غير مؤاخذه مرفوع بدانيم . ( * ) اگر كسى در توجيه تقدير خصوص مؤاخذه بگويد ، بله رفع مؤاخذه از هريك از اين امور اختصاص به امت اسلام ندارد و در امت‌هاى گذشته نيز برخى از اين امور مرفوع بوده است ، لكن در هيچ‌يك از اين امتها مجموع نه چيز مرفوع نبوده و رفع نه چيز به لحاظ مجموع من حيث المجموع اختصاص به مسلمانان دارد و از خواص امّت اسلامى است . پس با رفع مجموع اين امور از امت اسلامى امتنان حاصل مىشود و بين تقدير خصوص مؤاخذه با مقام امتنان حديث تهافتى نبوده و اين دو قابل جمع‌اند چه پاسخ داده مىشود ؟ اين سخن به معناى دور شدن از حقّ است چرا كه : اولا : ورود حديث در مقام امتنان است و اقتضاى امتنان اين است كه : جميع آثار از هريك از امور نه‌گانه مرفوع باشد و نه خصوص مؤاخذه بر مجموع آنها و از مجموع امت . ثانيا : اراده كردن عموم مجموعى از روايت مزبور ، خلاف ظاهر است و نمىتوان بدون قرينه حديث را بر چنين عمومى حمل نمود ، و حال آنكه حمل حديث به عموم استغراقى به اعتبار ظهورش نيازى به قرينه ندارد .