تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
( * ) در تبيين مطلب اخير ، يعنى موردى كه علم اجمالى پس از دليل تفصيلى حادث مىشود ، مثال بزنيد ؟ فى المثل : 1 - شما يقين داريد از دو ظرفى كه در برابر شماست ، ظرف جانب راست نجس است و بايد از آن اجتناب نمود ، لكن ظرف طرف چپ پاك است و ارتكابش بلامانع است . 2 - براى چند لحظه از اطاق بيرون رفته و سپس بازمىگرديد ، يقين حاصل مىكند كه قطره نجسى مثل بول و يا . . . . در يكى از دو ظرف مذكور افتاده است ، لكن نمىدانيد در كدام‌يك از دو ظرف چپ و يا راست افتاده . حال اين علم اجمالى زمانى براى شما حاصل شده كه قبل از آن به نجاست ظرف طرف راست و پاكى ظرف طرف چپ تفصيلا علم داشتيد . ( * ) حكم در اينجا چيست ؟ اين است كه از همان ظرف نجس سابق بايد اجتناب نمود و حال آنكه اجتناب از ظرف ديگر لازم نمىباشد . ( * ) دليل بر اين مدّعى چيست ؟ اين است كه علم به نجاست ظرف سمت راست و وجوب اجتناب از آن تفصيلى است ولى نسبت به ظرف ديگر صرفا يك احتمال و شك بدوى وجود دارد . لذا : اگر در اين ظرف مشكوك به اصالة الطهارة و يا اصالة الاباحة تمسّك كنيم مانعى ندارد به عبارت ديگر علم اجمالى بعد مؤثر نمىباشد ، بلكه منحلّ است به علم تفصيلى و شك بدوى . ( * ) در تبيين موردى كه دليل تفصيلى پس از علم اجمالى قائم مىشود مثال بزنيد ؟ فى المثل : اجمالا مىدانيم در بين فلان گلّه تعدادى از گوسفندان موطوئه‌اند و بايد از آنها اجتناب كرد اجتناب از اين تعداد نامعلوم مستلزم اجتناب از تمام گلّه است . اما بعد دليل معتبرى اقامه مىشود كه تعداد مشخصى از اين گوسفندان به صورت علامت‌گذارى شده حرام‌اند و بايد از آنها پرهيز شود . در اينجا يقينا لزوم اجتناب از خصوص همين گوسفندان معيّن شده است ، لكن نسبت به ساير آحاد و اطراف شبهه الزامى وجود ندارد . ( * ) چرا نسبت به ساير آحاد الزامى وجود ندارد ؟ زيرا اگر قبل از قيام دليل در هريك از گوسفندان اصالة الحلّ جارى مىكرديم ، در آحاد ديگر گلّه نيز
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 318 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى