ترجمه :
مؤيّدات بر ارشادى بودن اخبار تثليث
امورى مؤيد اين هستند كه نبوىّ در كلام امام عليه السّلام در مقام الزام به ترك شبهات نيست .
1 - عموم ( لفظ ) الشبهات ( در اخبار تثليث ) شامل شبهات موضوعيّه تحريميّهاى مىشود كه اخباريون خود اعتراف به لزوم احتياط در آنها دارند ( و لذا چگونه مىشود اين احاديث را دليل بر وجوب احتياط قرار داد .
و اختصاص نبوىّ به خصوص شبهات حكميّه ، علاوه بر اينكه مستلزم اخراج اكثر افراد شبهه ( كه از شبهات موضوعيّه هستند ) از تحت آنهاست ، با سياق آنها هم تنافى دارد . زيرا سياق اخبار مزبور آبى و فرارى از تخصيص است ، چرا كه امور منحصر در سه امر ذيلاند :
( حلال بيّن ، حرام بيّن و شبهات ) و حال آنكه شبهات موضوعيّه از قسم حلال بين نيست و اگر شبهات موضوعيّه به لحاظ ادلّهء جواز ارتكاب شبهات موضوعيّه ، از ( قسم ) حلال بيّن قرار داده شوند مىگوييم :
عينا اين بيان نسبت به شبهات حكميّه جارى است ( و اين قسم از شبهات را نيز به اعتبار وجود ادلّه و براهين معتبره مىتوان از شبهات خارج و در حلال بيّن قرار داد ) .
2 - پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله ، وقوع در محرّمات و هلاكت بدون التفات را بر ارتكاب شبهه و وارد شدن در آن مترتّب فرموده است .
و مراد از شبهه ( خصوص فردى از افراد نبوده بلكه ) جنس شبهه مراد است ، زيرا حضرت صلى اللّه عليه و آله در مقام بيان آن چيزى است كه مردّد ميان حلال و حرام است و نه بيان تحذير از ارتكاب مجموع شبهات ( و روشن است كه اين مقصود تنها با ارادهء جنس اداء مىشود ) ، علاوه بر اينكه تحذير از ارتكاب مجموع ، با استشهاد امام عليه السّلام تنافى دارد .
و روشن است كه ارتكاب جنس شبهه موجب وقوع در حرام و نيز سبب هلاكت بدون التفات نمىشود ، مگر از باب مجاز مشارفت ( يعنى : مگر از اين جهت كه ارتكاب جنس شبهه سبب اشراف نفس و نزديك شدنش به ارتكاب حرام مىشود ) ، چنانچه در برخى از كلمات گذشته ( لو ان راعيا رعى الى جانب الحمى لم يثبت . . . . الخ در روايت نعمان ابن بشير ) و پارهاى از اخبار آينده برآن دلالت دارند .
پس : استدلال ( به اين حديث شريف ) موقوف است بر اثبات كبرى ( يعنى : حرمت اشراف بر وقوع در حرام و ابتلاء به هلاكت بدون علم و التفات ) كه آنهم بسيار دشوار است .
3 - اخبار بسيارى كه با اين حديث شريف هم سياق بوده و به خاطر قرائنى كه در آنها وجود دارد ، ظهور در استحباب دارند از جمله : فرمودهء حضرت پيامبر صلى اللّه عليه و آله در روايت نعمان ابن بشير است كه در اخبار توقف