حاصل كلام در روايت
اين است كه : ناظر در روايت قطع پيدا مىكند به اينكه خبر شاذّ از جمله امورى است كه در آن شك و ريب وجود دارد ، پس طرحش واجب است ، و اين همان امر مشكلى است كه امام عليه السّلام ردّ آن را به خدا و رسولش لازم قرار دادهاند . پس : از تمام آنچه تا بدينجا ذكر شد دانسته مىشود كه استشهاد امام عليه السّلام به خبر تثليث و استدلال به فرمودهء رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله ، مستقيم نيست جز در صورتى كه احتياط واجب و اجتناب از شبهات لازم باشد ، مضافا به اينكه فرمودهء آن حضرت ( يعنى : نجى من المحرّمات ) خود دلالت برآن دارد . ( كه اين دلالت ) مبتنى بر اين است كه :
تخلّص نفس و رهايى آن از محرّمات واجب باشد ، چنانچه اين فرموده امام عليه السّلام كه ( وقع فى المحرّمات و هلك من حيث لا يعلم ) نيز بر وجوب احتياط دلالت دارد ، چه آنكه وقتى ارتكاب شبهه موجب دخول و وقوع در محرّمات و هلاكت گردد قهرا اجتناب از آن لازم و قطعى است و ضعيفتر از اين مقبوله در ظهور ، نبوىّ ديگرى است كه امام صادق عليه السّلام در ضمن كلام طويلى روايت شده و قبلا در ضمن اخبار توقّف نقل گرديد .
و همچنين مرسله صدوق از امام على عليه السّلام نيز دلالتش ضعيفتر از مقبوله است .