تشريح المسائل
( * ) مقدمة بفرماييد مقصود از اوامر مولوى چيست ؟
آن دسته از تكاليفى است كه اطاعت نفس آنها واجب است ، به طورى كه مخالفت با آنها سبب عقاب و موافقت با آنها موجب ثواب است . به عبارت ديگر : اوامرى كه از شارع بما هو شارع صادر شده باشد مثل امر به نماز در آيهء شريفه
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ . . . . *
و هكذا امثالهم .
( * ) مراد از اوامر ارشادى چيست ؟
اوامرى هستند كه از شارع بما هو عاقل صادر شده باشند . به عبارت ديگر : تكاليفى هستند كه اطاعت نفس آنها لازم و واجب نيست ، و آنچه بر مخالفت و يا موافقت اينگونه اوامر مترتب است بر مرشد اليه نيز مترتب است بدون اينكه نفس اين اوامر نقشى داشته باشند ، مثل دستور العمل پزشك به مريض است يعنى : وقتى طبيب به بيمار مىگويد : فلان غذا را ترك كن و اين دارو را مصرف كن ، امر او و امتثال امرش فى حد ذاته وجوب ندارد ، و لذا اگر بيمار امتثال امر نكند تبعهاى بر مخالفتش با امر طبيب مترتب نخواهد بود ، جز اينكه به واسطهء ترك تناول دارو عدم بهبودى دامنگير اوست .
( * ) با توجه به تعاريف فوق چه تفاوتى ميان امر مولوى و ارشادى وجود دارد ؟
1 - امر مولوى عقاب و ثواب دارد ، لكن امر ارشادى مستقلا ثواب و عقاب ندارد ، بلكه ارشاد به واقع است و اگر ثواب و عقابى هم باشد مربوط به آن واقع است نه مربوط به مخالفت و موافقت آن امر ارشادى .
2 - امر مولوى تعبّدى است در نتيجه : معمولا حكمت حكم در آن بيان نمىشود و حال آنكه در امر ارشادى كه ارشاد به حكم عقل است حكمت حكم نيز در آن بيان مىشود .
به عبارت ديگر : امر به همان چيزى است كه عقل شما نيز ادراك مىكند .
( * ) با توجه به مقدمه فوق مدّعاى اخباريها چيست ؟
اين است كه : اوامر توقّف ، اوامر مولوى هستند و تعبّدا اطاعت آنها واجب است و در صورت مخالفت مؤاخذه خواهيم شد ، چه مطابق با واقع درآيد و يا نه .
( * ) نظر شيخ پيرامون اين مدّعاى اخباريها چيست ؟
اين است كه اخبار مذكور كه جاهل و عالم را مأمور به احتياط و توقّف نمودهاند ، امر در آنها ارشادى است و امتثال نفس اين اوامر وجوبى ندارد تا اينكه اخباريون بتوانند با تمسّك به آن احتياط و توقّف را در مورد شبهه واجب كنند .
( * ) دليل شيخ بر مطلب فوق چيست ؟
اين است كه : حكمت طلب توقف كه همان نجات از هلاكت محتمله باشد نيز در روايات ذكر گرديده