بالتوقف فيها للارشاد و التخويف عن تلك المضرّة المحتملة .
7 - و بالجملة ، فمفاد هذه الأخبار بأسرها التحذير عن الهلكة المحتملة ، فلا بدّ من إحراز احتمال الهلكة عقابا كانت او غيره ، و على تقدير إحراز هذا الاحتمال لا إشكال و لا خلاف فى وجوب التحرّز عنه إذا كان المحتمل عقابا ، و استحبابه إذا كان غيره ، فهذه الأخبار لا تنفع فى إحداث هذا الاحتمال و لا فى حكمه .
ترجمه :
حاصل جواب شيخ از اين اخبار
1 - شك كردن در اينكه امر وارده شده در اين ( اخبار ) مثل اوامر اطباء كه قصد از آنها صرفا عدم وقوع در مضارّ است ، ارشادى است ( يا نه ) شايسته نيست .
زيرا كه حكمت طلب توقف بطور روشن در اين ( اخبار ) بيان شده است و لذا غير از آنچه بر ارتكاب شبهه مترتب است مثل : هلاكت احتمالى ، هيچ عقابى بر مخالفت اوامر وارده در آنها مترتب نيست .
پس : مطلوب در اين اخبار ترك تعرّض نسبت به هلاكت محتمل در ارتكاب شبهه است .
2 - پس اگر آن هلاكت محتمل از قبيل عقاب اخروى باشد ، همانطور كه اگر ( در موردى ) تكليف بالفعل متحقّق باشد ( و شك در تعيّن آن باشد ) ، مثل موارد شبههء محصوره و امثال آن ، و يا مكلّف بر فحص و ازالهء شبهه به واسطهء رجوع به امام عليه السّلام و يا طرق منصوبه توانا باشد و يا شبهه از امور اعتقادى و غوامضى باشد كه از شرع انور تعبّد و تدينّى ( در صورت غير علم ) به آن وارد نشده ، بلكه ما را از آن ( تعبّد و تديّن به غير علم ) نهى كردهاند ، چنانچه در فرمايش امام عليه السّلام آمده كه فرمودهاند : ( انّ اللّه سكت عن اشياء ، لم يسكت عنها نسيانا ، فلا تتكلفوها رحمة من اللّه لكم )
ترجمه : خداوند متعال از بيان امورى سكوت نموده و اين سكوت از جهت نسيان و فراموشى نمىباشد ، بلكه از باب رحمتش مىباشد پس : خود را به زحمت و تكلّف نينداز .
3 - پس : چهبسا به تكلّف انداختن ( خود ) و ( تدين پيدا كردن به حكمى ) به واسطهء اعتبار عقليّه و شواذّ نقلى شخص را در عقاب قرار مىدهد ، بلكه ( منجّز ) به خلود در عقاب ( و عذاب الهى ) بشود ، زيرا تقصير در مقدّمات تحصيل معرفت ، نسبت به مسئلهء مشتبه مزبور ، او را در آن ( عقاب ) قرار مىدهد .
بههرتقدير در تمام اين مقامات و موارد يادشده توقّف از باب ارشاد عقلى و نقلى لازم است ، همانطورىكه در موارد اوامر اطبّاء به ترك مضارّ دنيوى حكم چنين مىباشد .
4 - و اگر هلاك محتمل ، مفسدهاى غير از عقاب باشد ، اعم از اينكه ( مفسدهء ) دينيّه باشد . مثل : نزديك