2 - و در صحيحه به عنوان تمهيد و توطئه براى وجوب طرح حديث مخالف با قرآن از آن استفاده شده كه در اوّلى علّت براى يك امر وجوبى است و علّة الواجب ، واجب .
و در دوّمى مقدّمهء براى يك واجب قرار گرفته و مقدمة واجب ، واجبة . پس به قرينهء اين دو مورد مىتوان در ساير موارد آن را مستعمل در وجوب احتياط دانست .
( * ) نتيجه و حاصل كلام در اين مباحث چيست ؟
اين است كه : لفظ ( خير ) اگرچه ظهور در تفضيل و استحباب دارد ، لكن بايد از اين ظهور رفع يد كرده و آن را در وجوب احتياط به كار برد ، چنان كه شيخ شواهدى را بر اين مطلب ذكر فرمود .
( * ) فرق ميان تعليل و تمهيد چيست ؟
اگر دليل حكم را پس از آن ذكر نمايند اصطلاحا علّت و اگر آن را قبل از حكم بياورند ، تمهيد و يا توطئه ناميده مىشود .
فىالمثل : عبارت ( فانّ الوقوف عند الشبهة . . . . الخ ) در مقبوله و صحيحه هر دو علّت وجوب احتياط است ، منتهى :
1 - در مقبوله ابن حنظله آن را پس از ( ارجه ) آوردهاند ، لذا تعليل ناميده مىشود .
2 - و در صحيحه ابن درّاج قبل از ( فما وافق الكتاب فخذوه . . . ) آوردهاند ، از آن به تمهيد يادشده است .
نكته :
اين بود نمونهاى از روايات توقّف كه به نظر شيخ تمام آنها ظهور در وجوب توقّف داشتند .