تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
معنايش اين است كه : صرفا ترتّب آثار شرعيّه بر حيات ( از قبيل حرمت تصرّف در مال و عدم جواز نكاح همسرش و . . . ) مىباشد و نه آثار عقليّه و عاديّه‌اى كه در قلمرو حكومت شارع با مناط شارعيتش نمىباشد . ( * ) مستصحب ما در اينجا و يا به عبارت ديگر متيقّن در حال صغر و جنون چيست ؟ يكى از سه امر ذيل است : 1 - برائت ذمّه از تكليف ، كه در دوران صغر و جنون بوده اكنون استصحاب كنيم . يعنى : مستصحب و يا متيقّن ما يك امر وجودى است . 2 - عدم منع از فعل است ، كه در حال صغر و جنون بوده و اكنون آن را استصحاب كنيم يعنى : مستصحب و يا متيقّن ما يك امر عدمى و علت است . 3 - عدم استحقاق عقاب بر فعلى كه در حال صغر و جنون بوده و اكنون آن را استصحاب كنيم يعنى : مستصحب ما يك امر عدمى و معلول است . چرا كه منع علّت و استحقاق عقاب معلول است . بنابراين استصحاب برائت معنايش اين است كه : در زمان شك يكى از اين سه امر با استصحاب اثبات مىشود ، به عبارت ديگر مستصحب ما يكى از اين امور سه‌گانه است . حال شيخ مدّعى است كه استصحاب هيچ‌يك از اين امور سه‌گانه كارگشا نمىباشد . ( * ) دليل شيخ بر اين مدّعى چيست ؟ اين است كه : مطلوب اصوليين در برابر اخبارىها : 1 - اثبات قطع به عدم ترتّب عقاب بر فعل است . 2 - و يا امرى است كه مستلزم اين قطع به عدم العقاب در خارج است . از قبيل اثبات اذن و ترخيص شرعى با استصحاب ، كه لازمه‌اش قطع به عدم عقاب است . ( * ) چرا مطلوب ما قطع به عدم عقاب است ؟ زيرا اگر بعد از استصحاب هم احتمال عقوبت باقى باشد ، سپس استصحاب كافى نخواهد بود ، بلكه قانون دفع العقاب المحتمل مىگويد : بايد احتمال را دفع كنى . لذا نياز به انضمام قانون قبح عقاب هم پيدا مىشود كه البتّه با وجود قانون قبح عقاب ديگر نيازى به استصحاب نيست و قانون مزبور براى اثبات عدم العقاب كافى است . ( * ) آيا آن دو اثرى كه مطلوب است بر مستصحبات سه‌گانه بار مىشود يا نه ؟ خير چنان كه قبلا ذكر شده هيچ‌يك بر مستصحب است سه‌گانه مترتّب نمىشوند . ( * ) چرا اصل اوّل يعنى عدم العقاب بر مستحب ما بار نمىشود ؟ چون ، عدم العقاب اثر شرعى نيست تا كه شارع بگويد : با استصحاب آن اثر بار مىشود ، بلكه اثر عقلى