تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
( * ) مقدّمة بفرماييد استصحاب از امارات ظنيّه است و يا از اصول عمليّه تعبديّه ؟ 1 - متقدمين عموما استصحاب را از امارات دانسته و قائل بودند كه استصحاب به مناط افادهء ظنّ به بقاء حجّت است . ( * ) مراد از جملهء اخير چيست ؟ اين است كه : فى المثل : شما يك ساعت قبل يقين به وجوب فلان مسئله داشتيد و اكنون شك در بقاء آن وجوب پيدا مىكنيد . با كمى درنگ و تأمّل حالت سابقه يعنى يقين و قاطعيّت ساعت قبل را به ياد مىآوريد با خود مىگوييد : تاكنون كه قاطع بودم ، اكنون كه جز شك مانعى نيامده ، اگر فرد متعارف و وسواسى نباشيد شك شما تبديل به ظنّ ( بقاء ) مىشود . در اينجا عقل شما مىگويد : اخذ به مظنّه كن ، چرا كه راجح است و لذا استصحاب به حكم عقل حجت است ، همان‌طور كه خبر ثقه به مناط ظنّ نوعى به واقع ، حجّت است . 2 - متأخرين عموما در اين حكم عقل و بناء عقلاء خدشه نموده و استصحاب را از باب اصول عمليه دانسته‌اند و لكن به حكم روايات ( لا تنقض . . . ) آن را حجّت مىدانند اين‌ها معتقدند كه روايات مزبور در مقام بيان مناط نيستند ، بلكه تعبدا دستور به اخذ به يقين سابق مىدهند . و از آنجا كه اين دستور از شارع بما هو شارع است ، متابعتش بر ما واجب است ، اگرچه مناط و فلسفهء اين اخذ را ندانيم . ( * ) آيا فرقى مىكند كه استصحاب از امارات باشد و عقلا حجت باشد با اينكه از باب اخبار بوده و تعبدا حجّت باشد ؟ بله فرق مىكند ، به اين دليل كه : 1 - اگر از امارات بوده و به حكم عقل حجّت باشد ، عقل ديگر فرق نمىگذارد ميان انواع و اقسام آثار و لوازم ، بلكه بطور مساوى بر ترتّب تمام آثار چه عقليه ، چه شرعيّه و چه عاديه و چه عرفيه مع الواسطه و چه بلاواسطه ، حكم مىنمايد . 2 - و اگر از باب اخبار و تعبدا حجّت باشد ، مستصحب ما : يا بايد خود اثر شرعى و حكمى از احكام شرعيه باشد مثل استصحاب وجوب يا حرمت و . . . و يا بايد موضوع اثر شرعى باشد كه مستقيما اثر شرعى ندارد . در نتيجه : آثار عقليه بر مستصحب بار نمىشود و با استصحاب ثابت نمىگردد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 205 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى