تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
1 - وقتى مكلّف در توصليات از اصل تكليف بىخبر باشد محال است كه فعل از او صادر شود . 2 - كسى كه به اصل تكليف جاهل بوده و هيچ اطلاعى از آن ندارد ، اگر به داعى حصول انقياد و به اميد مطلوبيّت مكلّف به اتيان آن شود ، اين تكليف در حقّ او تكليف ما لا يطاق است اگرچه نسبت به شاك ملتفت امكان آن هست و محذورى هم به دنبال ندارد . ( * ) عبارت اخراى مطلب فوق چيست ؟ اين است كه : مكلف يا شاك ملتفت است و يا غافل محض . شاك ملتفت كسى است كه از مكلّف بودنش به اصل تكليف اطلاع دارد لكن به آن عالم نمىباشد كه چيست . غافل محض : كسى است كه اصلا از اصل تكليف و اينكه از جانب شارع خطابى متوجه اوست بىخبر است . حال نسبت به شاك ملتفت مىتوان گفت كه : 1 - در توصليات اگر به نحوى از انحاء فعلى از او صادر شود و لو بدون قصد طاعت و نيّت قربت ، غرض حاصل است . 2 - در مطلق واجبات همچون به اصل تكليف آگاه است ، اگر فعل را به اميد حصول مطلوبيّت و تحقق طاعت انجام دهد ، فعلش ممضى و محصّل غرض شارع است . و حال آنكه غافل محض را در هيچ‌يك از دو مقام نمىتوان به چنين خطابى مكلّف دانست و وجود اين تكليف در حقّ او از مصاديق تكليف ما لا يطاق است . ( * ) از تقرير و توضيح فوق چه مطلبى روشن مىشود ؟ روشن مىشود كه : 1 - محل كلام ابن زهره و مراد وى از تكليف ( ما لا يطاق ) ، غافل محض است و خطاب متوجه وى است ، نه جاهل و شاك ملتفت . 2 - چون محل كلام و مورد نزاع ميان اصولى و اخبارى شاك ملتفت است ، ناگزير ، اصولى نمىتواند به ( ما لا يطاق ) بودن تكليف كه در كلام ابن زهره آمده تمسّك كند و اخبارى را با آن متقاعد كند ، چرا كه در شاك ملتفت ابن زهره نيز مثل اخباريها از وجوب احتياط در كلامش ابايى نداشته و كلام ايشان دلالتى بر نفى احتياط ندارد بلكه از كلام ايشان نهايت ملائمت و امضاء اين تكليف ( يعنى : وجوب احتياط ) ، استفاده مىشود . ( * ) پاسخ شيخ به توهّم مزبور چيست ؟ اين است كه : اولا : شاك ملتفت با غافل محض از اين جهت كه هيچ‌كدام به تكليف مورد جهل و مشكوك مكلّف