پس : چنين تكليفى به ملاحظهء ما لا يطاق بودنش غير قابل قبول و محال است . در نتيجه : برائت از تكليف اثبات مىشود .
( * ) نظر شيخ در استدلال محقّق به تقرير ابن زهره چيست ؟
از ظاهر عبارت شيخ به دست مىآيد كه :
اصل فرمودهء سيد المكارم را پذيرفته اما استدلال به آن در اثبات برائت را تخطئه كرده است .
( * ) حاصل فرمودهء شيخ در اين قبول و رد چيست ؟
اين است كه : مراد از ( ما لا يطاق ) در كلام ابن زهره اين است كه : مكلّف با عدم علم به تكليف نمىتواند آن را به قصد طاعت و يا قربت امتثال نمايد ، چرا كه شايد اين امر منجرّ به تشريع و بدعت شود .
سپس با توجه به بيان فوق مىگويد : اين بيان و تقرير از ابن زهره از مورد بحث ما كه در اتيان نفس فعل است خارج است ، چرا كه :
1 - اخباريها در مورد جهل و عدم علم مىگويند بايد احتياط كرد .
2 - اصولىها ادّعا مىكنند كه در اين مورد مىتوان برائت را جارى كرد .
و لذا در اثبات ادّعاى اصوليها نمىتوان به كلام ابن زهره تمسّك و استدلال كرد .
( * ) چرا ؟
زيرا نفى اتيان فعل ، امر ما لا يطاق نيست تا كه مجتهدين به استناد كلام ابن زهره وجوب احتياط را نفى كنند ، بلكه صرف انجام فعل يك امر ممكن و قابل امتثال است و حال آنكه :
مراد ابن زهره آوردن و اتيان فعل به قصد طاعت و نيّت قربت است كه اتيانش با عدم علم به تكليف غيرممكن است . در صورتى كه با عدم علم به تكليف امتثال به قصد طاعت و نيّت قربت غيرممكن است .
( * ) در تقرير شيخ مراد ابن زهره از تكليف ( ما لا يطاق ) چه بود ؟
اين بود كه : امتثال تكليف در عباديات نسبت به شاك و جاهل به آنهاست كه چون علم ندارد نمىتواند آنها را به قصد اطاعت و نيّت قربت به جا آورد . در نتيجه : كلام ابن زهره مورد بحث خارج بوده و نمىتوان در اثبات ادّعاى مجتهدين به آن تمسّك نمود .
( * ) پس مراد از ( احتمال و كون الغرض من التكليف مطلق . . . . الخ ) چيست ؟
بيان يك توهّم است كه برخى از عبارت ابن زهره معناى ديگرى استفاده كرده و با تكيه برآن معنا ، كلام وى را از ما نحن فيه اجنبى دانستهاند .
( * ) حاصل اين توهّم چيست ؟
اين است كه مراد ابن زهره يكى از دو امر ذيل است :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٨