تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
وارد نمىباشد ، بلكه اين قانون ( قبح العقاب ) است كه بر قانون دفع العقاب وارد است . ( * ) علّت اين تقدم و تأخر دو قاعده چيست ؟ اگرچه در مباحث قبل بيان شد و لكن پاسخ مختصر اين است كه : موضوع در قانون دوّم احتمال عقاب است و حال آنكه قانون اوّل مىگويد : آنجا كه بيانى نرسيده عقابى هم در كار نيست . در نتيجه : نوبت به قانون دوّم نمىرسد . ( * ) تقسيم عادلانهء اين دو قانون و محلّ آنها چگونه است ؟ اين است كه بگوييم : 1 - قانون قبح العقاب از آن شبهات بدويه و شك در اصل تكليف است و ما نحن فيه باشد . 2 - و قانون دفع العقاب از آن شك در مكلّف به باشد كه سيأتى بحثه إن شاء الله البتّه مشروط بر اينكه شبهه نيز ، شبههء محصوره باشد و هر دو طرف شبهه مبتلا به باشد . ( * ) حاصل مطلب در ( و ان اريد مضرة اخرى غير العقاب الّتى . . . الخ ) چيست ؟ اين است كه : 2 - اگر مراد مدّعى مورد نظر از آن ( ضرر ) ، ضرر دنيوى و آثار وضعى اشياء محرّم باشد مثل تضييع عقل به واسطهء شرب خمر و . . . و يا مسموم شدن به واسطهء شرب سم و يا فساد مزاج به واسطهء استعمال دخانيات و . . . . كه اين آثار بر فعل ما مترتّب مىشوند چه بر حرمت فعل علم داشته باشيم و يا نسبت به آن جاهل باشيم . به عبارت ديگر : اگر مراد اين باشد كه در محتمل التحريم عقل حاكم است بر اينكه بر هر حرامى ضرر و فسادى مترتب است پس : بايد از آن اجتناب كرد . پس : در مورد شبهه نيز بايد از محتمل التحريم اجتناب كرد تا اينكه ضرر دنيوى محتمل متوجّه مكلّف نشود . در پاسخ مىگوييم : اگرچه در فرض مزبور احتمال خود را به دليل اينكه ( ضرر مزبور ) از آثار قهرى شىء است و ترتّب و عدم ترتبش متوقّف بر ورود بيان و يا عدم ورود نمىباشد ، با قاعدهء ( قبح عقاب بلابيان ) نمىتوان دفع نمود ، و قاعدهء مذكور اساسا از اين مطالب اجنبى است ، ولى بايد گفت : اصلا فرض مزبور از مورد كلام در اينجا خارج است چرا كه بر اساس تقرير فوق احتمال مزبور موضوعيّه است . از طرفى اخبارى و اصولى هر دو در شبههء موضوعيّه برائتى هستند . در نتيجه : اگر دليلى ، وجوب دفع ضرر محتمل را در اينجا اثبات نموده و اين معنا قطعى باشد ، هر دو گروه اخبارى و اصولى بايد به يك اشكال مشترك الورود پاسخ دهند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 192 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى