تشريح المسائل
( * ) چهارمين دليل از ادلّهء اصوليين بر اصالة البراءة در شبهات بدويه چيست ؟
حكم عقل است و دليل عقلى .
( * ) چه تفاوتى در اثبات برائت شرعيه توسط ادلّه ثلاثه مذكور از كتاب و سنت و اجماع با عقل وجود دارد ؟
آنجا كه برائت شرعيه توسط ادلّه ثلاثه اثبات مىشود موضوعش شك است و اينجا كه برائت شرعيّه توسط دليل عقل ثابت مىشود موضوعش عدم البيان است .
( * ) عبارة اخرى مطلب فوق و يا حاصل دليل مزبور چيست ؟
اين است كه :
1 - عقل هر عاقلى حكم مىكند به اينكه عقاب كردن مولى عبد خود را بر ارتكاب عملى كه حرمت و قبح آن را بيان ننموده قبيح است .
2 - هر كارى كه قبيح و ناپسند باشد از مولاى حكيم صادر نمىشود .
پس : چنين عقابى ( بلابيان ) از مولاى حكيم صادر نمىشود ، و هذا معنا اصل البراءة .
( * ) اثبات صغرى در قياس مذكور چگونه است ؟
بدين نحو است كه اين مطلب يك امر وجدانى است يعنى هريك از ما خود از عقلاء عالم هستيم و لذا اگر به وجدان خود مراجعه كنيم متوجه مىشويم كه قبح بلابيان از جانب هر مولايى قبيح است و از اين بناء ، حكم عقل را كشف مىكنيم .
( * ) اثبات كبرى قياس چگونه است ؟
بدين نحو است كه در علم كلام اين مطلب به اثبات رسيده است كه خداى حكيم فعل قبيح انجام نمىدهد .
( * ) اگر اشكال شود كه ، همانطور كه عقل در حكم به قبيح بودن عقاب بلابيان قبيح است ، همينطور هم در اينكه دفع ضرر محتمل واجب است مستقل است چنان كه دليلمان در اثبات وجوب معرفت در اصول دين نيز همين قاعده دفع ضرر محتمل است ، حال ما در موارد شبههء احتمال ضرر مىدهيم چرا كه شايد در واقع حرام باشد و در صورت ارتكاب مؤاخذه شويم و لذا عقل حكم به وجوب دفع آن مىكند ، آنگاه اين قاعده خود مىشود بيان عقلى و بر قانون قبح عقاب بلابيان وارد مىشود و موضوع آن را از بين مىبرد ، چرا كه موضوع قاعدهء اوّل عدم البيان و قاعدهء دوم خود بيان است منتهى يك بيان عقلى ، و لا ريب در اينكه اذا جاء البيان ( چه عقلى ، چه نقلى ) ارتفع