تشريح المسائل
( * ) حاصل مطلب در ( الاجماعات المنقولة و الشهرة . . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : اجماعات منقوله به ضميمهء شهرت محقّقه و مسلّمه روىهمرفته گاهى براى انسان نسبت به اتفاق و اجماع علماء در يك مسئله ، قطع حاصل مىكند و اين در موردى است كه اجماعات منقوله زياد باشند .
( * ) غرض از عبارت ( و ممّن استظهر منه دعوى ذلك . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : عبارت شيخ صدوق در كتاب اعتقادات ظهور در اجماع دارد . چرا كه فرموده است :
اعتقادنا يعنى : اعتقاد اماميّه .
( * ) بيان ابن ادريس در مقدمهء سرائر چيست ؟
اين است كه : اينها ادلّه احكاماند و هروقت كه اين سه دسته ( كتاب و سنت و اجماع ) مفقود باشد ، وظيفهء ما عند المحققين تمسّك به دليل عقل است و مراد ايشان از دليل العقل همان اصالة البراءة است .
( * ) حاصل مطلب در ( و ممّن ادعى اتفاق المحصّلين عليه . . . . الخ ) كيست و چيست ؟
جناب محقّق حلّى است كه در كتاب معارج الاصول در باب استصحاب مىگويد : اجماع علماء بر برائت است چنان كه در مسائل مصريّه به هنگام نقل فتوايى از سيد مرتضى مىگويد : در مذهب شيعه ازالة نجاست با مايع مضاف جايز است .
سپس به سيد اشكال كرده كه اى سيد در اين مسئله نه نصّى وجود دارد و نه روايتى پس شما چگونه اين مسئله را به شيعه نسبت مىدهى ؟
محقّق خود در جواب گفته است :
اين فتوى بر اساس يكى از اصول فقه شيعه است مبنى بر اينكه تا زمانى كه دليل بر منع نيامده به اصل برائت عمل مىكنند ، و چون نسبت به ازالهء نجاست با مايعات مضاف دليلى بر منع نيامده ، سيد فتوى به جواز داده است .
( * ) پس مراد از ( فلو لا كون الاصل اجماعيا لم يحسن . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : اگر اين اصل ( يعنى : عمل به برائت عند الشبهة ) اجماعى نبود جناب محقّق آن را مدرك براى فتواى سيد كه فرموده : من مذهبنا . . . . قرار نمىداد .
( * ) خلاصهء كلام در ( و امّا الشهرة فانها تتحقق . . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : اگر اجماع محصّلى هم در ميان نباشد ، شهرت فتوائيّه و متأخرين در عمل به برائت از مسلّمات و در اثبات مطلب كافى است .