( * ) منظور از ( اجماع منجّز منقولى قولى ) چيست ؟
اين است كه : ما خود به تتبّع در آراء و فتاواى فقهاء نپرداختهايم ، بلكه ديگرانى در يك مسئله تحصيل اجماع نموده و براى ما گزارش كرده كه ما به نقل اجماع از آنها اجماع را نقل و مورد استناد قرار مىدهيم .
( * ) منظور از ( اجماع منجّز عملى و يا سيره ) چيست ؟
اين است كه : سيره و روش مسلمانان از روزگار رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله تاكنون اين بوده است كه نسبت به امورى كه مشتبه بوده و احتمال حرمت در آن مىرفته است بعد الفحص و اليأس عن الدليل آن را مرتكب شده و خود را ملزم به ترك آن نمىدانستهاند .
1 - اين سيره در مسمع و منظر معصوم عليه السّلام قرار داشته و لكن ردع نفرموده است و لذا رضايت شارع از اين سيره كشف مىشود و براى ما حجيّت دارد .
2 - طريقهء شارع نيز بيان محرمات بوده است و نه امور مباحه ، چرا كه حرام نياز به بيان دارد . بنابراين رخصت در فعل نياز به بيان ندارد ، بلكه كافى است كه نهى در آن نباشد .
( * ) نظر مرحوم كلينى رحمه اللّه در اختلاف اخبار و شبهات چيست ؟
اين است كه : اگر نسبت به حكمى از احكام دو دسته از اخبار متعارضه وارد شد ، ظاهرا وظيفهء ما تخيير است و تخيير نيز همان برائت است ، و لذا احتياط در عمل را در چنين جايى واجب نكرده اگرچه در خصوص متعارضين اخبار وجود دارد كه دلالت بر وجوب احتياط دارند .
( * ) مگر بحث ما در فقدان نصّ نبود ، چگونه كلام كلينى رحمه اللّه را كه در مورد تعارض نصّين است به عنوان شاهد بر مدّعا آوردهاند ؟
مىگويند وقتى در تعارض نصوص ما به وجوب احتياط قائل نمىشويم با اينكه رواتى وجود دارد كه دلالت بر وجوب احتياط در اينگونه از متعارضين دارند ، در مورد فقدان نصّ كه اصلا دليلى بر احتياط وارد نشده به طريق اولى قائل بر برائت مىشويم .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٧٥