تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
( * ) اولين اشكالى كه بر دومين معناى سيد صدر از حديث مزبور شده چيست ؟ اولا : اصل اين است كه ضمير تابع مرجع خود باشد و هر معنايى كه از مرجع اراده شود از ضمير نيز اراده شود پس استخدام در اينجا خلاف قاعده است . ثانيا : فيه حلال و حرام ظهور در تقسيم فعلى دارد و نه ترديد . ثالثا : از آنجا كه تقسيم مذكور در موضوعات صحيح است و نه در احكام ، چون در احكام ، نوع و كلّى شىء مشتبه دو قسم حلال و حرام ندارد ، بلكه كلّى يك شىء ( مثلا مطلق توتون ) در واقع يا حلال است يا حرام ، نه اينكه بعض آن حلال و بعض ديگرش حرام باشد ، پس حديث اختصاص به شبهات موضوعيّه دارد و شامل احكام نمىشود . ( * ) اوّلين معناى شيخ از حديث مزبور چيست ؟ اين است كه : 1 - شىء را به معناى امر كلّى در نظر بگيريم نه خصوص فرد مشتبه الحكم 2 - فيه حلال و حرام را نيز به معناى تقسيم بگيريم . 3 - ضمير در ( فيه ) و ( منه ) را به كلّى ارجاع دهيم . معناى حديث عبارت مىشود از اينكه : هر كلىاى كه يك قسم حلال در آن هست و يك قسم حرام ، آن كلىّ ، تا زمانى كه قسم حرام از آن كلّى را بشناسى و كنار بگذارى ، بر شما حلال است . فىالمثل : گوشت گوسفند كلّى و داراى دو قسم است : 1 - قسم حلال كه مذكّى باشد 2 - قسم حرام كه ميته است . لذا كلّى گوشت گوسفند حلال است تا روزگارى كه يقين حاصل كنى كه يك قسم ميته است و نه مذكّى پس گوشتى كه از بازار خريدارى مىكنيد و شك دارى كه مذكّى است يا ميته ، تا يقين به حرام آن حاصل نكنى حلال است . ( * ) ويژگى معناى شيخ از حديث چيست ؟ اين است كه : نه اشكال استخدام در آن وجود دارد و نه اينكه حديث ظاهر در تقسيم باشد ، بلكه اين معنا بر خلاف تقسيم است . منتهى بنابراين تعريف ، حديث به شبهات موضوعيّه اختصاص مىيابد . ( * ) چرا ؟ زيرا در شبهات حكميّه ، آن كلّى ( كه استعمال دخانيات باشد ) دو قسم ندارد كه يكى حلال و يكى حرام باشد ، بلكه اصلا يك قسم است كه در واقع يا حلال است يا حرام . ( * ) حاصل مطلب از اين معنا چيست ؟ اين است كه : حديث مزبور از مسئلهء مورد بحث كه شبهات حكميه است بيگانه است .