تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مردّد باشيم ، به اقتضاى حديث حكم به حليّت آنها نموده و از افراد حلالشان قرار مىدهيم . ( * ) به طور كلّى شيخ در مقول ( اقول ) چه مىگويد ؟ 1 - دو معنا براى حديث از لسان سيد صدر ذكر مىكند كه بر مبناى هر دو معنا حديث عام است يعنى : كه هم به درد شبهات حكميه مىخورد ، هم به درد شبهات موضوعيّه ، و در هر دو نوع شبهه ، حكم به حليّت فرد مشكوك مىنمايد . لكن اين دو معنا مبتلا به اشكالاتى است كه بيان خواهد شد . 2 - دو معنا نيز خود ايشان براى حديث ذكر مىفرمايد كه فاقد اشكال‌اند ، لكن بر اساس اين دو معنا حديث عام نبوده و به درد شبهات حكميه نمىخورد ، بلكه اختصاص به شبهات موضوعيه دارد . ( * ) معناى اول سيد صدر از حديث چيست ؟ ايشان در مباحث قبل در ضمن امثله‌اى كه آورد : 1 - شىء را به معناى خصوص مشتبه الحكم گرفته بود . 2 - فيه حلال و حرام را به معناى فيه احتمالان گرفته بود . پس : معناى حديث اين مىشود كه : هر امر مشتبه الحكمى ( اعم از اعيان و افعال اختياريه ، چه كلّى و چه جزئى ) كه داراى دو احتمال يعنى : احتمال حليّت و حرمت ، هر دو باشد در حق شما حلال ظاهرى است كه غايت اين حليّت ، معرفة الحرام بعينه مىباشد . ( * ) نتيجهء معناى مذكور چيست ؟ اين است كه : حديث مزبور هم در شبههء حكميه جارى است ، هم در شبههء موضوعيّه . ( * ) اولين اشكالى كه بر معناى مزبور وارد است چيست ؟ اين است كه معناى مزبور با كلمهء ( منه ) در عبارت حديث ناسازگار است ، چرا كه « من » تبعيضيه است و لذا معنايش در ( تعرف الحرام منه ) اين است كه حرام از آن شىء را بشناس . حال : اولا : حرام از آن شىء در جايى است كه حلال از آن نيز باشد . ثانيا : در شىء مشتبه الحكم نيز اين‌گونه نيست كه بعض آن حلال و بعض ديگرش حرام باشد ، بلكه يا در واقع حلال است و يا حرام . ( * ) پس مراد از عبارت ( لكن لفظة ( منه ) ليس فى بعض النسخ . . . ) چيست ؟ اين است كه : شيخ پس از اشكال بر معناى سيد صدر از حديث ، در تضعيف استشهاد و اشكال خودش مىفرمايد : لفظ ( منه ) در برخى نسخ وارد نشده ، لذا نمىتوان به شارح وافيه اشكال نمود كه منظور از شىء ، خصوص دو مشتبه مزبور است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 157 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى