( * ) نتيجه قيد عدم قدرت در احتياط چيست ؟
به واسطهء قيد مزبور مىتوان جهل در حكم را حمل بر غفلت نمود .
( * ) چرا در عبارت ( لو كان الشّك فى مقدار العدّة ) فرمودند : فهو شبهة حكميّة ؟
چون رفع شبهه و جهل به مقدار عدّه كه سه طهر است يا بيشتر و يا كمتر از شئون و وظايف شارع است و جز با رجوع به امام تعيين آن ممكن نيست .
( * ) مراد از عبارت ( و كذا مع الجهل باصل العدّة . . . ) چيست ؟
اين است كه :
در صورتى كه سائل به اصل عدّه در اسلام و لزوم آن جاهل بوده باشد ، باز هم شبهه ، شبههء حكميه است ، و وى معاقب است چون مىتوانست بپرسد و از خود رفع شبهه كند ، نپرسيد و لذا مقصّر است .
( * ) حاصل مراد شيخ در ( الّا انّه اشكال يرد على الرّواية على كل تقدير . . . . ) چيست ؟
اين است كه : تخصيص دادن جاهل به حرمت ، به واسطهء تعليل وارده در حديث ، مستلزم اشكالى است كه در هريك از دو تقديرى كه گذشت به روايت وارد است .
( * ) اشكال وارده بر روايت در اثر اين تخصيص چيست ؟
در حقيقت دو اشكال است :
1 - اگر علّت مشتركه را به يكى از دوطرف اختصاص دهيم و جهل در هر دو موضع بر شك حمل شود ، ديگر وجهى براى اين تخصيص وجود ندارد . يعنى :
همانطور كه اگر جهل را در هر دو موضع حمل بر غفلت كنيم مستلزم اين است كه باز هم آن علّت مشتركه به يكى از دو طرف اختصاص پيدا كند كه همان جاهل به حكم است .
و اگر جهل را تنها در رابطه با جاهل به حكم ، حمل بر غفلت كنيم و جاهل به موضوع را ، شاك ملتفت بدانيم ، تفكيك اين دو ( جهل ) از يكديگر لازم آيد .
در نتيجه : على كل تقدير اشكال متوجّه روايت است .
به عبارت ديگر : چه جهالت را بر شبههء موضوعيه حمل كنيم و چه بر شبههء حكميّه در هر دو صورت اشكال متوجّه روايت است .
( * ) مراد از عبارت ( فتدبر فيه و فى دفعه ) چيست ؟
اين است كه : هم در اشكالاتى كه ذكر شد فكر كن و هم در دفع اين اشكالات كه قبلا گذشت .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤٨