2 - يكى جهل به اينكه زن در عدّه است يا نه كه جهل به موضوع است كه در اينجا نيز فرد ملتفت شاك است .
حال وقتى دو جهالت از يكديگر قابل تفكيكاند در يكى قادر بر احتياط و در ديگرى نه و اين تفكيك اشكالى است كه متوجه روايت است .
( * ) ضمير در ( فلا يجوز حمله على الغافل ) راجع به چه مسألهاى است ؟
به جهل در حكم راجع است ، بدين معنا كه جهل به حكم را نمىتوان بر غافل حمل نمود .
( * ) كيفيت استدلال حضرات به حديث شريف را به لسان سادهتر بنويسيد ؟
1 - بر اساس اين حديث هم جاهل به حكم و هم جاهل به موضوع و هيچيك مؤاخذه ندارند .
2 - كسى كه حرمت استعمال دخانيات را نمىداند جاهل به حكم است .
پس شارب توتون معذور است هرچند اين عمل در واقع حرام بوده باشد ، و هذا معنا اصل البراءة .
( * ) پاسخ شيخ به اين استدلال چيست ؟
اين است كه : اين سؤال و جواب در صدر و ذيل حديث نشان مىدهد كه اين حديث مربوط به حكم وضعى چنين عقدى است يعنى : سؤال از اين است كه آيا اين عقد در حرمت ابدى ازدواج اثر دارد يا نه ، اعم از اينكه مراد از جهالت جهل بسيط باشد يا جهل مركب و اعم از اينكه از ناحيهء حكم تكليفى معذور باشد يا نه ؟
مراد غافل محض يا جاهل به جهل مركب است يعنى : يا به كلى از مسئله غافل بوده و يا فكر مىكرد كه اين ازدواج حلال است ، پس ازدواج كرد اگرچه در واقع حرام بود .
( * ) آيا چنين فردى معذور است يا نه ؟
اگر مقصّر باشد ، معذور نيست لكن اگر قاصر باشد معذور است .
( * ) دليلتان بر اينكه مراد از جهل در اينجا جهل مركب است ، چيست ؟
اين فرمودهء امام است كه لانّه لا يقدر معها على الاحتياط .
بلاشك آن جهلى كه با وجود آن احتياط ممكن نيست جهل مركب است و نه جهل بسيط و شك .
پس : ما قصد لم يقع ، زيرا كه مقصود ما شبههء حكميّه است و حال آنكه در اينجا جهالت به معناى جهل مركب است . حال اگر جاهل به جهل مركب معذور باشد دليل آن نيست كه جاهل بسيط مورد بحث ما نيز معذور باشد .
( * ) شك در عدّه ( جهل به موضوع ) به چند صورت متصوّر است ؟
سه صورت :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤٥