تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
2 - يكى جهل به اينكه زن در عدّه است يا نه كه جهل به موضوع است كه در اينجا نيز فرد ملتفت شاك است . حال وقتى دو جهالت از يكديگر قابل تفكيك‌اند در يكى قادر بر احتياط و در ديگرى نه و اين تفكيك اشكالى است كه متوجه روايت است . ( * ) ضمير در ( فلا يجوز حمله على الغافل ) راجع به چه مسأله‌اى است ؟ به جهل در حكم راجع است ، بدين معنا كه جهل به حكم را نمىتوان بر غافل حمل نمود . ( * ) كيفيت استدلال حضرات به حديث شريف را به لسان ساده‌تر بنويسيد ؟ 1 - بر اساس اين حديث هم جاهل به حكم و هم جاهل به موضوع و هيچ‌يك مؤاخذه ندارند . 2 - كسى كه حرمت استعمال دخانيات را نمىداند جاهل به حكم است . پس شارب توتون معذور است هرچند اين عمل در واقع حرام بوده باشد ، و هذا معنا اصل البراءة . ( * ) پاسخ شيخ به اين استدلال چيست ؟ اين است كه : اين سؤال و جواب در صدر و ذيل حديث نشان مىدهد كه اين حديث مربوط به حكم وضعى چنين عقدى است يعنى : سؤال از اين است كه آيا اين عقد در حرمت ابدى ازدواج اثر دارد يا نه ، اعم از اينكه مراد از جهالت جهل بسيط باشد يا جهل مركب و اعم از اينكه از ناحيهء حكم تكليفى معذور باشد يا نه ؟ مراد غافل محض يا جاهل به جهل مركب است يعنى : يا به كلى از مسئله غافل بوده و يا فكر مىكرد كه اين ازدواج حلال است ، پس ازدواج كرد اگرچه در واقع حرام بود . ( * ) آيا چنين فردى معذور است يا نه ؟ اگر مقصّر باشد ، معذور نيست لكن اگر قاصر باشد معذور است . ( * ) دليلتان بر اينكه مراد از جهل در اينجا جهل مركب است ، چيست ؟ اين فرمودهء امام است كه لانّه لا يقدر معها على الاحتياط . بلاشك آن جهلى كه با وجود آن احتياط ممكن نيست جهل مركب است و نه جهل بسيط و شك . پس : ما قصد لم يقع ، زيرا كه مقصود ما شبههء حكميّه است و حال آنكه در اينجا جهالت به معناى جهل مركب است . حال اگر جاهل به جهل مركب معذور باشد دليل آن نيست كه جاهل بسيط مورد بحث ما نيز معذور باشد . ( * ) شك در عدّه ( جهل به موضوع ) به چند صورت متصوّر است ؟ سه صورت :