تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
( * ) مراد از ( فيه انّ الجهل بكونها فى العدّة ان كان مع العلم . . . الخ ) چيست ؟ مناقشه مرحوم شيخ است در استدلال به صحيحهء عبد الرحمن ابن حجّاج . ( * ) حاصل اشكال و فرمودهء مرحوم شيخ چيست ؟ اين است كه : اگر مستدل جهت اثبات برائت و حكم به عدم حرمت به فراز ( قلت فهو فى الاخرى معذور ) تمسك كرده ، استدلالش تمام نيست چرا كه در اين فراز آمده است كه عاقد نمىدانسته كه آن زن در عدّه است ، با اين فرض ، مسئله از دو حال خارج نيست : 1 - يا اينكه به اصل در عدّه بودن زن علم نداشته . 2 - و يا اينكه بالاجمال مىدانسته كه زن در عدّه بوده و لكن در اينكه آيا در هنگام عقد عدّه‌اش پايان يافته يا نه شك داشته . حال فرض اوّل چون شك در موضوع است از محل بحث ما خارج است چرا كه بحث ما فعلا شك در حكم است و اما فرض دوم خود داراى دو صورت است : 1 - اينكه سائل حكم را مىدانسته و به مقدار عده علم داشته لكن در انقضاء و يا بقاء آن شك داشته . 2 - اينكه اصلا به مقدار زمان عدّه كه سه طهر است جاهل بوده است . در اينجا نيز اگر صورت اول مراد باشد صورت اول از محل بحث ما خارج است چرا كه مربوط به شبههء موضوعيه است ، علاوه بر اينكه در اين صورت نيز حكم آن استصحاب بقاء عدّه و اجتناب از زن مىباشد . و اگر صورت دوّم مراد باشد مربوط به شبههء حكميّه است و لذا سائل وظيفه‌اش اين بوده كه از امام عليه السّلام اصل حكم را استفسار مىنمود و از حضرت مقدار عدّه را مىپرسيد . لكن چون در اين مسئله كوتاهى نموده به اجماع تمام فقهاء در اين امر معذور نبوده و تا زمانى كه قطع به جواز حاصل ننمايد ، حقّ ندارد با آن زن ازدواج نمايد . بلكه استصحاب بقاء عدّه و ترتيب احكام آن اقتضاء دارد كه اگر اقدام به عقد و ازدواج نمايد مؤاخذه شود . بنابراين كلمهء ( معذور ) در روايت به اين معنا نيست كه شخص در ارتكاب حرام معذور است و مؤاخذه نمىشود ، بلكه مراد اين است كه چون اين عمل را در حال جهل انجام داده ، زن بر وى حرام ابدى نمىشود . ( * ) حاصل مطلب در ( و يشهد له ايضا قوله عليه السّلام بعد قوله نعم . . . الخ ) چيست ؟ آوردن يك شاهد است بر اين ادّعا كه : مراد از ( معذور ) بودن عاقد ، تنها جواز عقد پس از انقضاء عدّه است ، نه معاقب نبودن او تا شما بتوانيد در اثبات برائت به اين حديث استدلال كنيد و آن گواه اين است كه : امام عليه السّلام در پاسخ به سائل كه سؤال نمود ؛ آيا عاقد نسبت به آن جهالت ديگرش كه جهل به موضوع