ترجمه :
و از جملهء اخبار
1 - اين سخن امام عليه السّلام است كه ( هر شخصى كه ، امرى را از روى جهالت مرتكب شود تكليفى بر او نيست ) .
مناقشه شيخ
ظاهر اين روايت و اشباه آن از جمله اين گفتهء شما كه ( فلان عمل بكذا بجهالة ) دالّ بر اعتقاد ( شخص ) به صحيح بودن ( فعلى ) و غافل بودن ( شخص ) از واقع است .
لذا شامل فرضى كه ، شخص در صواب و خطاء بودن فعلش مردّد و مشكوك باشد نمىشود و مؤيد آن اين است كه : تعميم دادن جهالت به دو صورت غافل و شاك كلام را نيازمند به اختصاص دادن به شاك غير مقصّر مىكند در حالى كه ، سياق اين حديث از تخصيص دادن اباء دارد .
و از جمله اخبار
2 - اين سخن امام عليه السّلام است كه : خداى تعالى ، به آنچه به بندگانش داده و بر ايشان تعريف نموده استدلال مىكند .
مناقشه شيخ
مدلول حديث مذكور همانطورىكه در آيات و بسيارى از احاديث دانسته شد از جمله امورى است كه ؛ اخبارىها آن را انكار نمىكنند .
و از جملهء اخبار
3 - اين سخن امام عليه السّلام است در مرسلهء كتاب من لا يحضره الفقيه كه : هر چيزى مطلق و مباح است تا اينكه ، نهى در آن وارد شود . جناب صدوق بر جواز خواندن قنوت به فارسى ، به اين حديث شريف در كتاب امالى استدلال نموده ، چه آنكه اباحهء اشياء تا اثبات منع آنها از مذهب شيعهء اماميه است .
نظر شيخ
دلالت اين حديث شريف بر مطلوب ( برائت ) مجتهدين از تمام ( روايت ) روشنتر است و ظاهر حديث دال بر عدم وجوب احتياط است . زيرا ظاهرا مراد ورود نهى است در مورد ( هر ) شيئى به اعتبار عنوان خودش ، نه به اعتبار مجهول الحكم بودنش .
لذا ، اگر ادلّهء آتيه اهل احتياط ( اخباريون ) از جهت دلالت و سند تمام باشد ، واجب است كه ميان آنها و اين روايت و امثالش كه بر عدم وجوب احتياط دلالت دارند ، اعتبار تعارض نمود و بعد از آن به قاعدهء جارى در باب تعارض رجوع نمود .