خداوند حدودى را تعيين فرموده پس مبادى از اين حدود تعدّى كنيد و واجباتى را مقرّر فرموده پس مبادا آنها را معصيت كرده و انجام ندهيد و از چيزهايى نيز سكوت فرموده پس خود را نسبت به آنها به زحمت نيندازيد . البته اين سكوت نه از روى فراموشى است بلكه از باب رحمت خداوند بر شما بندگان است .
در نتيجه : راجع به حديث حجب بايد گفت ما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد .
( * ) چرا در عبارت ( فهو موضوع عنهم ) از مرفوع عنهم استفاده نشده است ؟
چونكه مادهء وضع اگر با كلمهء عن استعمال شود به معناى همان رفع است .
( * ) سومين حدثى كه در اثبات اصل برائت در شبهات بدويه بدان تمسّك شد ، كدام حديث است ؟
حديث سعة است كه امام عليه السّلام فرموده : الناس فى سعة ما لا يعلمون .
( * ) كيفيت استدلال به حديث مزبور چگونه است ؟
اين است كه :
1 - اگر ( ماء ) موصوله باشد و مضاف اليه سعة ، معناى عبارت اين است كه : الناس فى سعة حكم الذى لا يعلمون .
2 - و اگر ( ماء ) زمانيه باشد و ما بعد خود را به تأويل مصدر ببرد و دلالت بر زمان بكند ، معناى عبارت اين است كه : الناس فى سعة مدة جهلهم بالحكم .
در نتيجه : اخذ هريك از دو معناى مذكور در اثبات مطلوب قابل استشهاد است ، زيرا تكليف مجهول در هر دو فرض از شخص جاهل ، مرفوع است و جاهل در قيد امتثال آن نمىباشد و لذا :
1 - استعمال دخانيات از احكامى است كه مردم نسبت به آن لايعلموناند .
2 - مردم نسبت به هر حكمى كه جاهل باشند ، رخصت داشته و در صورت ارتكاب معاقب نيستند .
پس مردم نسبت به شرب توتون تا زمانى كه از آن آگاهى نيابند ، آزادند .
( * ) اشكال جناب شيخ به اين تقريب چيست ؟
اين است كه : دلالت اين حديث نيز همچون دلالت آيات معلّق است ، چرا كه حديث مىگويد : تا زمانى كه علم نداريد و بيانى به شما نرسيده ، در وسعت بوده و احتياط بر شما واجب نيست لكن اگر علم آمد و مسئله تبيين گرديد اعم از اينكه اين علم عقلى باشد يا نقلى ، خصوصى باشد يا عمومى ديگر محلّى براى حديث مزبور وجود ندارد و اين در حالى است كه :
با ادلّهء عقلى و اخبار هر دو اثبات شده كه احتياط در مسئله مورد بحث ( يعنى باب شبهات بدويه واجب است ) يعنى : اين ادله عقليه و نقليه در باب شبهات بدوى بيانيت دارند ، و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان و
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٢