ترجمه :
و از جملهء اين اخبار
1 - اين فرمودهء امام عليه السّلام است كه : آنچه را كه خداوند علمش را از بندگان مستور قرار داده از ايشان مرفوع است . و لذا چون حرمت استعمال دخانيات مستور است ، در نتيجه آن ( حرمت ) از ايشان مرفوع است .
مناقشهء شيخ
آنچه از عبارت ( ما حجب اللّه . . . ) برمىآيد مواردى است كه خداوند آن را براى بندگان بيان نفرموده ، نه آنچه را ( مواردى ) كه بيان نموده ، و لكن به واسطهء عصيان ، افراد عاصى كه حق را كتمان مىدارند از آنها مخفى مانده است . پس : اين روايت مساوق با روايتى است كه از مولانا امير المؤمنين عليه السّلام وارد شده است كه : خداى تعالى حدودى را معين فرموده است ، پس از آن حدود تجاوز نكنيد و واجباتى را واجب نموده ، پس از آنها سرپيچى نكنيد . و از بيان امورى ساكت شده ، البته نه از روى فراموشى ، پس خود را دربارهء آنها به رنج و زحمت نيندازيد ، به خاطر رحمت خدا بر شما .
و از جملهء اين اخبار
2 - اين فرمودهء امير مؤمنان است كه مردم در توسعه هستند تا موقعى كه نمىدانند و جاهلاند زيرا كلمه ( ما ) در ( ما لا يعلمون ) يا موصولهاى است كه به ( سعة ) اضافه شده و يا مصدريّه ظرفيه است كه در هر دو فرض مطلوب ثابت مىشود .
مناقشهء شيخ
در اين استدلال ، همان اشكالى وجود دارد كه در آيات و استدلال به آنها گذشت ، مبنى بر اينكه اخبارىها دربارهء كسى كه بعد الفحص به وجوب احتياط عالم نيست ، چه از طريق عقل و چه از طريق نقل ، عدم وجوب احتياط را انكار نمىكنند ( لكن كسى كه به دليل عقلى يا نقلى دالّ بر وجوب احتياط دست يافته بايد احتياط كند .
و از جملهء اين اخبار
3 - روايت عبد الاعلى از امام صادق عليه السّلام است كه مىگويد : دربارهء كسى كه چيزى نمىداند از حضرتش پرسيدم آيا بر او چيزى هست ؟ فرمودند : خير و اما نحوهء استدلال اينگونه است كه :
1 - يا مبنى بر اين است كه مراد از شىء ( اولى ) فرد مشخص در خارج است تا ( در غير اين صورت ) افادهء عموم نكند پس مراد اين است كه آيا در خصوص آن شىء تكليفى برعهدهء اين شخص هست يا نه ؟
2 - و يا مبنى بر ارادهء عموم از كلمهء ( شىء ) است كه در نتيجه به ظاهر سؤال راجع به جاهل قاصرى است كه هيچچيز را نمىداند .